6 سال است که ازدواج کرده ام، اما هنوز هم همسرم را با دیگران مقایسه می کنم و سختی های مالی زیاد و به تبع آن تحقیرهایی که به خصوص در دوره سربازی همسرم کشیدم فراموشم نمی شود؛ لطفا راهنماییم کنید.
6 سال است که ازدواج کرده ام، اما هنوز هم همسرم را با دیگران مقایسه می کنم و سختی های مالی زیاد و به تبع آن تحقیرهایی که به خصوص در دوره سربازی همسرم کشیدم فراموشم نمی شود؛ لطفا راهنماییم کنید. با سلام و سپاس از اینکه مرکز ما را برای پاسخ و راهنمایی برگزیده اید؛ پرسشگر گرامی موضوعی که شما مطرح نمودید امری است که ممکن است برای هر کسی اتفاق بیفتد، ولی مساله مورد توجه، اهمیتی است که شما به این مساله داده اید و درصدد حل آن هستید، البته من به شما حق می دهم که در پی حل این تعارض برآیید، چون طبق تجارب بالینی ما این موضوع بسیار حائز اهمیت است بطوری که درمواردی باعث ایجاد آسیب های بسیار عمیق در زندگی های زناشویی شده و برخی را با بحران جدایی مواجه ساخته است. پرسشگر گرامی از پرسش شما چنین بر می آید که در ذهن شما تعدادی از غلط های شناختی جای گرفته اند و همین شناخت های غلط موجب ایجاد مشکلات در زندگی شما شده اند، زیرا همانطور که روانشناسان شناختی معتقدند، رفتار ما برمبنای شناختهایی که در ذهن داریم شکل می گیرد و وقتی این شناختها غلط و غیر واقع بینانه باشند رفتار ما نیز غلط و مشکل آفرین خواهد بود. لذا در وهله اول شما باید به اصل تفاوتهای فردی توجه کنید و آن را به عنوان یکی از اصول مهم و واقع‌گرایانه بپذیرید، اصل تفاوتهای فردی یکی از اصول مهمی است که همه از جمله زن و شوهر باید به آن توجه داشته باشند. هر انسانی در کنار جنبه های مثبت، نقاط ضعفی نیز دارد دارد و تمرکز کردن بر جنبه های منفی صرف و غفلت از جنبه های مثبت طرف مقابل می تواند مخدوش کننده روابط باشد؛ مقایسه نقاط منفی هر شخص با نقاط مثبت دیگران ضربه جبران ناپذیری به روحیه فرد مقایسه کننده می زند. حتی مقایسه نقاط منفی خودتان با نقاط مثبت دیگران باعث می شود نسبت به جایگاه خود ناشکر باشید و اعتماد به نفستان کم شود و این بازدارنده ترین و بدترین لطمه به شخصیت شماست . مقایسه بین همسران نیز می تواند برای هر دو طرف رابطه، یعنی هم مرد و هم زن مشکل ایجاد کند. من در پایان به مشکل برهم خوردن منابع شناخت که احساس می کنم یکی از مشکلات شما باشد، خواهم پرداخت تا بدانید چه مقایسه ای درست و کدام مقایسه نادرست است. خواهر گرامی مقایسه نادرست این مشکل را ایجاد می کند که باعث می شود همسرتان در نظرشما وجهه پایین‌تری پیدا کند، و لذا از جهت ذهنی نمی توانید او ر ابپذیرید و رفته رفته ممکن است نسبت به او سرد شوید و این سردی در رابطه ممکن است به همه ابعاد زندگی رسوخ پیدا کند؛ و از طرف دیگر این مقایسه غلط برای شوهرتان نیز مشکل ساز می شود، چون او احساس می کند همسرش او را آنطور که هست نپذیرفته و از او راضی نیست و در نتیجه سرخورده می شود و ممکن است دچار افسردگی و نارضایتی از زندگی و آسیب های دیگری مانند توجه به بیرون از کانون خانواده شود. ما موارد بسیاری داشته ایم که مرد نه بخاطر شهوت پرستی بلکه بخاطر سرد شدن کانون خانواده و غر زدن دائم همسرش بدنبال کانون آرامش دیگری بجز کانون خانواده رفته است، زیرا همانطور که می دانید یکی از کارکردهای مهم خانواده ایجاد کانون گرم محبت و آرامش برای اعضاء است و اگر این کارکرد مخدوش شود، اعضاء بدنبال کانون دیگری برای ارضاء این نیاز فطری خواهند گشت. یکی از قوانین زوج درمانگران برای پایایی پیوند زناشویی اینست که طرفین باید یکدیگر را همانطور که هستند بپذیرند، اگر این پذیرش وجود نداشته باشد، احساس ناخوشایندی به آنها دست می دهد که موجب تزلزل بنیاد خانواده می گردد. مقایسه نابجا می تواند بین زن وشوهر فاصله بیندازد، چون رابطه خوب رابطه‌ای است که هر دو طرف رابطه احساس کنند طرف مقابل‌شان بهترین است. منظور این نیست که افراد باید خالی از ایراد باشند، زیرا هر انسانی ویژگی‌های مثبت و منفی را با هم دارد، اما آنچه مهم است توجه به این نکته است که طرف مقابل را آنگونه که هست بپذیریم. مقایسه همسرتان با دیگران می تواند شکل های مختلفی داشته باشد مانند : مقایسه وضعیت ظاهری ، مقایسه وضعیت مالی ، شغلی ، خانوادگی ، تحصیل و .... پیامدهای منفی مقایسه کردن : - در صورت مقایسه همسر با دیگران ، مردان نسبت به همسرشان دچار سوءظن و بدبینی می گردند. - نابسامانی بیشتر خانواده در هنگام مقایسه در مسائل مالی و اقتصادی ، و گاه سوق دادن همسر به رشوه خواری ، ریسک غیر معقول اقتصادی و . . . ، ایجاد حسادت ، از دست دادن اعتماد به نفس ، کاهش عزت نفس ، عامل بروز دعوا و پرخاشگری در محیط خانه و از بین رفتن آرامش ، ایجاد دل سردی و گاه افسردگی ، افزایش دید منفی نسبت به طرف مقابل ، تحقیر شدن ، ایجاد بدبینی و سوءظن و . . . - نکته ای که باید به آن توجه داشته باشید این است که شما قبل از ازدواج با شرایط همسرتان آشنا بوده اید و و شما ایشان را با این شرایط قبول کرده اید .باید توجه داشته باشید که شرایطی که از آن ناراضی هستید ، از طریق مقایسه همسر با دیگران برطرف نمی گردد، بلکه باید با تقویت ویژگی های مثبت همسر خود و تشویق او ، وجود او را از رفتارهای مثبت و شایسته پر کنید. - باید بدانید همسرتان زمانی که تحسین شما را بشنود ، با اعتماد به نفس بیشتر در طلب کمالات بیشتر رفته و روز به روز بر خوبی های او افزوده می شود . مطالب بیان شده زمانی می تواند به شما کمک کند که خودتان واقعا به آینده و زندگی مشترکتان اهمیت دهید و برای حفظ آن تلاش کنید. اینکه شما می گویید که نمی توانم سختی ها و تحقیرهای گذشته را فراموش کنم، آیا دلیل موجهی برای مقایسه همسرتان با دیگران و متزلزل ساختن بنیان خانواده است! همچنان که گفته شد هر فردی محاسن و معایبی دارد، همسر شما مشکلات و مسائل مالی داشته اند که باعث رنجش شما شده است، اما آیا تا به حال در مورد ویژگی های مثبت همسرتان فکر کرده اید و این ویژگی های مثبت را مورد توجه قرار داده اید؟ آیا هنگامی که سطح مالی همسرتان را با دیگران مقایسه کرده اید در کنار آن ویژگی های مثبت همسرتان را نیز با دیگران مقایسه کرده اید؟ آیا به این فکر کرده اید که همسرتان چه ویژگی های مثبتی دارد که ممکن است او را از دیگران متمایز کند؟ و دیگران آن را نداشته باشند. شما باید سطح انتظارات و خواسته هایتان را از زندگی مشخص کنید و به این بینش و آگاهی برسید که از زندگی چه می خواهید؟ و بعد از اینکه خواسته هایتان را مشخص کردید، سطح توانایی ها و امکاناتتان و میزان منطقی بودن آن ها را بسنجید. اگر شما بتوانید سطح خواسته ها و انتظاراتتان را با شرایط حاضر متعادل کنید مسلما از نگرانی هایتان کم می شود. نکته قابل تاکید اینکه، زندگی شما منحصر به خود شماست و نباید اجازه بدهید اطرافیان و شرایط آنها بر زندگی مشترک شما اثر سوء بگذارد. برای کمک به حل موضوعتان به سوالاتی که مطرح کردم فکر کنید و پس از تجزیه و تحلیل به آن ها پاسخ دهید. مشکل دیگری که شما با آن مواجه هستید برهم خوردن منابع شناخت در شما است. زوج درمانگران برای برطرف ساختن برخی از مشکلاتی که گریبان گیر زوجین و خانواده ها و افراد می شود به آموزش تنظیم (منابع شناخت خود) به خانواده‌ها و زوج ها می پردازند؛ تنظیم منابع شناخت یکی ‌از راهکارهایی است که در (آموزش ‌روان) [1] مطرح می شود. آموزش روان یکی از پرکابرد ترین راهکارها برای کاهش تنش های خانوادگی، افزایش سطح کارکرد خانواده، افزایش رضایتمندی از زندگی، و ارتقاء روابط زناشویی است. توضیح اینکه در روانشناسی بحثی به نام (منابع شناخت ‌خود) وجود دارد؛ فرد و یا خانواده برای شناخت خود از سه منبع استفاده می‌کند : 1- (اظهار نظرهای دیگران) [2] که به آن پسخوراند و یا بازخورد اجتماعی نیز گفته می‌شود، و به این معنی است که فرد و یا خانواده به خاطر تشویق ‌های دیگران و روبرو شدن با باز خورد مثبت از سوی جامعه (جو گیری اجتماعی) در تکرار عمل خویش اصرار می‌ورزد و یا به خاطر نظر نامساعد دیگران و دریافت باز خورد منفی از سوی جامعه، اقدام به ترک عمل خود می‌کند 2- (خود‌ مشاهده‌گری) منبع‌ دیگر برای شناخت خود است، که در آن افراد به بازشناسی توانایی ها و ناتوانی ها و نقاط مثبت و منفی خود می پردازند و به آنها یاد داده می شود که با تکیه به نقاط مثبت به جبران نقاط منفی منفی خود بپردازند؛ مثلا به شخصی که فکر می کند بی پول است پس بیچاره است، یاد داده می شود که بی پولی مساوی بیچاره گی نیست، زیرا خیلی از پولدارها هستند که بیچاره اند و خیلی از بی پول ها هستند که بسیار با آرامش زندگی می کنند. لذا به او می گویند که از سیاه نگری دست بردارد و به توانایی هایش نیز فکر کند و مثلا در کنار نقطه ضعف بی پولی به مهارتهایی که دارد و می تواند پول ساز باشد فکر کند و در کنار آن آموزش حل مسئله نیز به او آموخته می شود تا بتواند منابع خود را در جهت کسب درآمد مدیریت کند. 3- (مقایسه اجتماعی) نیز سوّمین منبع برای شناختِ خود محسوب می‌شود. یک روان درمانگر برای اصلاح مشکل فرد، زوج، و یا خانواده، باید سه منبع شناخت خود را در این ها تنظیم (بالانس) کند. زیرا یکی از عوامل مهّمِ ایجاد مشکل های عاطفی و شناختی برای افراد وخانواده‌ ها بهم خوردن تنظیم، توازن وتعادل این سه عامل است، که برای بازگشت سلامتی و بسامان شدن، تنظیم دوبارة آنها ضروری است. سهم نرمال و استانداردِ هر یک ازسه منبع، در شناخت خود حدود33% می‌باشد، که اگر یکی از آنها کمتر و یا بیشتر شود آشفتگی و نابسامانی آغاز می‌شود؛ بعنوان مثال، آدم هایی که خود مشاهده گری آنها غلبه دارد وسواس های فکری وعملی بالایی هم دارند. پس برای اینکه شما طبق فرمودة آیة قرآن (وَ نَفسٍ وَ ما سَوّاها)[3] بشوید و شخصیّت معتدل ومتعادلی داشته باشید، باید این سه منبع شناخت خود را باهم مساوی کنید. البته قابل ذکر است که مقایسه ای مطلوب است که نصف درصد ذکر شده شامل مقایسه با پایین تر و نصف دیگر شامل مقایسه با بالاتر شود، چه آنکه اگر انسان فقط خود را با بالاتر مقایسه کند دچار افسردگی و یاس و ناامیدی در زندگی می شود همانطور که شما اینگونه شده اید، و اگر انسان خودش را فقط با پایین تر از خود مقایسه کند دچار غرور کاذب و سرخوشی شده و انگیزه برای پیشرفت را از دست می دهد. موفق باشید. باز هم با ما سخن بگویید. پی نوشت ها : [1] Psycho education [2] social feed back [3] سوره مبارکه شمس / آیه شریفه 7 نویسنده : غلامرضا مهرانفر
عنوان سوال:

6 سال است که ازدواج کرده ام، اما هنوز هم همسرم را با دیگران مقایسه می کنم و سختی های مالی زیاد و به تبع آن تحقیرهایی که به خصوص در دوره سربازی همسرم کشیدم فراموشم نمی شود؛ لطفا راهنماییم کنید.


پاسخ:

6 سال است که ازدواج کرده ام، اما هنوز هم همسرم را با دیگران مقایسه می کنم و سختی های مالی زیاد و به تبع آن تحقیرهایی که به خصوص در دوره سربازی همسرم کشیدم فراموشم نمی شود؛ لطفا راهنماییم کنید.

با سلام و سپاس از اینکه مرکز ما را برای پاسخ و راهنمایی برگزیده اید؛ پرسشگر گرامی موضوعی که شما مطرح نمودید امری است که ممکن است برای هر کسی اتفاق بیفتد، ولی مساله مورد توجه، اهمیتی است که شما به این مساله داده اید و درصدد حل آن هستید، البته من به شما حق می دهم که در پی حل این تعارض برآیید، چون طبق تجارب بالینی ما این موضوع بسیار حائز اهمیت است بطوری که درمواردی باعث ایجاد آسیب های بسیار عمیق در زندگی های زناشویی شده و برخی را با بحران جدایی مواجه ساخته است. پرسشگر گرامی از پرسش شما چنین بر می آید که در ذهن شما تعدادی از غلط های شناختی جای گرفته اند و همین شناخت های غلط موجب ایجاد مشکلات در زندگی شما شده اند، زیرا همانطور که روانشناسان شناختی معتقدند، رفتار ما برمبنای شناختهایی که در ذهن داریم شکل می گیرد و وقتی این شناختها غلط و غیر واقع بینانه باشند رفتار ما نیز غلط و مشکل آفرین خواهد بود. لذا در وهله اول شما باید به اصل تفاوتهای فردی توجه کنید و آن را به عنوان یکی از اصول مهم و واقع‌گرایانه بپذیرید، اصل تفاوتهای فردی یکی از اصول مهمی است که همه از جمله زن و شوهر باید به آن توجه داشته باشند. هر انسانی در کنار جنبه های مثبت، نقاط ضعفی نیز دارد دارد و تمرکز کردن بر جنبه های منفی صرف و غفلت از جنبه های مثبت طرف مقابل می تواند مخدوش کننده روابط باشد؛ مقایسه نقاط منفی هر شخص با نقاط مثبت دیگران ضربه جبران ناپذیری به روحیه فرد مقایسه کننده می زند. حتی مقایسه نقاط منفی خودتان با نقاط مثبت دیگران باعث می شود نسبت به جایگاه خود ناشکر باشید و اعتماد به نفستان کم شود و این بازدارنده ترین و بدترین لطمه به شخصیت شماست . مقایسه بین همسران نیز می تواند برای هر دو طرف رابطه، یعنی هم مرد و هم زن مشکل ایجاد کند. من در پایان به مشکل برهم خوردن منابع شناخت که احساس می کنم یکی از مشکلات شما باشد، خواهم پرداخت تا بدانید چه مقایسه ای درست و کدام مقایسه نادرست است. خواهر گرامی مقایسه نادرست این مشکل را ایجاد می کند که باعث می شود همسرتان در نظرشما وجهه پایین‌تری پیدا کند، و لذا از جهت ذهنی نمی توانید او ر ابپذیرید و رفته رفته ممکن است نسبت به او سرد شوید و این سردی در رابطه ممکن است به همه ابعاد زندگی رسوخ پیدا کند؛ و از طرف دیگر این مقایسه غلط برای شوهرتان نیز مشکل ساز می شود، چون او احساس می کند همسرش او را آنطور که هست نپذیرفته و از او راضی نیست و در نتیجه سرخورده می شود و ممکن است دچار افسردگی و نارضایتی از زندگی و آسیب های دیگری مانند توجه به بیرون از کانون خانواده شود. ما موارد بسیاری داشته ایم که مرد نه بخاطر شهوت پرستی بلکه بخاطر سرد شدن کانون خانواده و غر زدن دائم همسرش بدنبال کانون آرامش دیگری بجز کانون خانواده رفته است، زیرا همانطور که می دانید یکی از کارکردهای مهم خانواده ایجاد کانون گرم محبت و آرامش برای اعضاء است و اگر این کارکرد مخدوش شود، اعضاء بدنبال کانون دیگری برای ارضاء این نیاز فطری خواهند گشت.
یکی از قوانین زوج درمانگران برای پایایی پیوند زناشویی اینست که طرفین باید یکدیگر را همانطور که هستند بپذیرند، اگر این پذیرش وجود نداشته باشد، احساس ناخوشایندی به آنها دست می دهد که موجب تزلزل بنیاد خانواده می گردد. مقایسه نابجا می تواند بین زن وشوهر فاصله بیندازد، چون رابطه خوب رابطه‌ای است که هر دو طرف رابطه احساس کنند طرف مقابل‌شان بهترین است. منظور این نیست که افراد باید خالی از ایراد باشند، زیرا هر انسانی ویژگی‌های مثبت و منفی را با هم دارد، اما آنچه مهم است توجه به این نکته است که طرف مقابل را آنگونه که هست بپذیریم.
مقایسه همسرتان با دیگران می تواند شکل های مختلفی داشته باشد مانند : مقایسه وضعیت ظاهری ، مقایسه وضعیت مالی ، شغلی ، خانوادگی ، تحصیل و ....

پیامدهای منفی مقایسه کردن :
- در صورت مقایسه همسر با دیگران ، مردان نسبت به همسرشان دچار سوءظن و بدبینی می گردند.
- نابسامانی بیشتر خانواده در هنگام مقایسه در مسائل مالی و اقتصادی ، و گاه سوق دادن همسر به رشوه خواری ، ریسک غیر معقول اقتصادی و . . . ، ایجاد حسادت ، از دست دادن اعتماد به نفس ، کاهش عزت نفس ، عامل بروز دعوا و پرخاشگری در محیط خانه و از بین رفتن آرامش ، ایجاد دل سردی و گاه افسردگی ، افزایش دید منفی نسبت به طرف مقابل ، تحقیر شدن ، ایجاد بدبینی و سوءظن و . . .
- نکته ای که باید به آن توجه داشته باشید این است که شما قبل از ازدواج با شرایط همسرتان آشنا بوده اید و و شما ایشان را با این شرایط قبول کرده اید .باید توجه داشته باشید که شرایطی که از آن ناراضی هستید ، از طریق مقایسه همسر با دیگران برطرف نمی گردد، بلکه باید با تقویت ویژگی های مثبت همسر خود و تشویق او ، وجود او را از رفتارهای مثبت و شایسته پر کنید.
- باید بدانید همسرتان زمانی که تحسین شما را بشنود ، با اعتماد به نفس بیشتر در طلب کمالات بیشتر رفته و روز به روز بر خوبی های او افزوده می شود .
مطالب بیان شده زمانی می تواند به شما کمک کند که خودتان واقعا به آینده و زندگی مشترکتان اهمیت دهید و برای حفظ آن تلاش کنید. اینکه شما می گویید که نمی توانم سختی ها و تحقیرهای گذشته را فراموش کنم، آیا دلیل موجهی برای مقایسه همسرتان با دیگران و متزلزل ساختن بنیان خانواده است! همچنان که گفته شد هر فردی محاسن و معایبی دارد، همسر شما مشکلات و مسائل مالی داشته اند که باعث رنجش شما شده است، اما آیا تا به حال در مورد ویژگی های مثبت همسرتان فکر کرده اید و این ویژگی های مثبت را مورد توجه قرار داده اید؟ آیا هنگامی که سطح مالی همسرتان را با دیگران مقایسه کرده اید در کنار آن ویژگی های مثبت همسرتان را نیز با دیگران مقایسه کرده اید؟ آیا به این فکر کرده اید که همسرتان چه ویژگی های مثبتی دارد که ممکن است او را از دیگران متمایز کند؟ و دیگران آن را نداشته باشند.
شما باید سطح انتظارات و خواسته هایتان را از زندگی مشخص کنید و به این بینش و آگاهی برسید که از زندگی چه می خواهید؟ و بعد از اینکه خواسته هایتان را مشخص کردید، سطح توانایی ها و امکاناتتان و میزان منطقی بودن آن ها را بسنجید. اگر شما بتوانید سطح خواسته ها و انتظاراتتان را با شرایط حاضر متعادل کنید مسلما از نگرانی هایتان کم می شود.
نکته قابل تاکید اینکه، زندگی شما منحصر به خود شماست و نباید اجازه بدهید اطرافیان و شرایط آنها بر زندگی مشترک شما اثر سوء بگذارد. برای کمک به حل موضوعتان به سوالاتی که مطرح کردم فکر کنید و پس از تجزیه و تحلیل به آن ها پاسخ دهید.
مشکل دیگری که شما با آن مواجه هستید برهم خوردن منابع شناخت در شما است. زوج درمانگران برای برطرف ساختن برخی از مشکلاتی که گریبان گیر زوجین و خانواده ها و افراد می شود به آموزش تنظیم (منابع شناخت خود) به خانواده‌ها و زوج ها می پردازند؛ تنظیم منابع شناخت یکی ‌از راهکارهایی است که در (آموزش ‌روان) [1] مطرح می شود. آموزش روان یکی از پرکابرد ترین راهکارها برای کاهش تنش های خانوادگی، افزایش سطح کارکرد خانواده، افزایش رضایتمندی از زندگی، و ارتقاء روابط زناشویی است.
توضیح اینکه در روانشناسی بحثی به نام (منابع شناخت ‌خود) وجود دارد؛ فرد و یا خانواده برای شناخت خود از سه منبع استفاده می‌کند :
1- (اظهار نظرهای دیگران) [2] که به آن پسخوراند و یا بازخورد اجتماعی نیز گفته می‌شود، و به این معنی است که فرد و یا خانواده به خاطر تشویق ‌های دیگران و روبرو شدن با باز خورد مثبت از سوی جامعه (جو گیری اجتماعی) در تکرار عمل خویش اصرار می‌ورزد و یا به خاطر نظر نامساعد دیگران و دریافت باز خورد منفی از سوی جامعه، اقدام به ترک عمل خود می‌کند
2- (خود‌ مشاهده‌گری) منبع‌ دیگر برای شناخت خود است، که در آن افراد به بازشناسی توانایی ها و ناتوانی ها و نقاط مثبت و منفی خود می پردازند و به آنها یاد داده می شود که با تکیه به نقاط مثبت به جبران نقاط منفی منفی خود بپردازند؛ مثلا به شخصی که فکر می کند بی پول است پس بیچاره است، یاد داده می شود که بی پولی مساوی بیچاره گی نیست، زیرا خیلی از پولدارها هستند که بیچاره اند و خیلی از بی پول ها هستند که بسیار با آرامش زندگی می کنند. لذا به او می گویند که از سیاه نگری دست بردارد و به توانایی هایش نیز فکر کند و مثلا در کنار نقطه ضعف بی پولی به مهارتهایی که دارد و می تواند پول ساز باشد فکر کند و در کنار آن آموزش حل مسئله نیز به او آموخته می شود تا بتواند منابع خود را در جهت کسب درآمد مدیریت کند.
3- (مقایسه اجتماعی) نیز سوّمین منبع برای شناختِ خود محسوب می‌شود. یک روان درمانگر برای اصلاح مشکل فرد، زوج، و یا خانواده، باید سه منبع شناخت خود را در این ها تنظیم (بالانس) کند. زیرا یکی از عوامل مهّمِ ایجاد مشکل های عاطفی و شناختی برای افراد وخانواده‌ ها بهم خوردن تنظیم، توازن وتعادل این سه عامل است، که برای بازگشت سلامتی و بسامان شدن، تنظیم دوبارة آنها ضروری است. سهم نرمال و استانداردِ هر یک ازسه منبع، در شناخت خود حدود33% می‌باشد، که اگر یکی از آنها کمتر و یا بیشتر شود آشفتگی و نابسامانی آغاز می‌شود؛ بعنوان مثال، آدم هایی که خود مشاهده گری آنها غلبه دارد وسواس های فکری وعملی بالایی هم دارند. پس برای اینکه شما طبق فرمودة آیة قرآن (وَ نَفسٍ وَ ما سَوّاها)[3] بشوید و شخصیّت معتدل ومتعادلی داشته باشید، باید این سه منبع شناخت خود را باهم مساوی کنید. البته قابل ذکر است که مقایسه ای مطلوب است که نصف درصد ذکر شده شامل مقایسه با پایین تر و نصف دیگر شامل مقایسه با بالاتر شود، چه آنکه اگر انسان فقط خود را با بالاتر مقایسه کند دچار افسردگی و یاس و ناامیدی در زندگی می شود همانطور که شما اینگونه شده اید، و اگر انسان خودش را فقط با پایین تر از خود مقایسه کند دچار غرور کاذب و سرخوشی شده و انگیزه برای پیشرفت را از دست می دهد.
موفق باشید. باز هم با ما سخن بگویید.
پی نوشت ها :
[1] Psycho education
[2] social feed back
[3] سوره مبارکه شمس / آیه شریفه 7
نویسنده : غلامرضا مهرانفر





مسئله مرتبط یافت نشد
1396@ - موتور جستجوی پرسش و پاسخ امین