درباره تعریف عقل نظری و عقل عملی نمایه «حکمت نظری و حکمت عملی»، سؤال 507 را مطالعه کنید. پیش از ورود به بحث از حجیت عقل عملی بیان چند مقدمه به طور خلاصه لازم به نظر می‌رسد: 1. بحث از حجیت عقل نظری و عقل عملی از مباحثی است که در «اصول فقه» به طور مفصل به آن پرداخته شده است.[1] 2. گاهی مدرکات عقلی انسان از امور عملی است؛ یعنی اموری که سزاوار است انسان پس از ادراک آنها بدان عمل نماید یا ترک کند که مربوط به عقل عملی می‌باشد؛[2] مانند «العدل حسنٌ»(عدالت‌ورزی نیکو است). 3. همان‌گونه که عقل نظری گزاره‌های بدیهی را در حکمت نظری درک می‌کند، عقل عملی نیز گزاره‌های بدیهی را در حکمت عملی درک می‌کند. مثلاً: تصدیق به این‌که «هر قضیه نظری واجب است که منتهی به قضیه‌ای شود که اجتماع نقیضین و ارتفاع نقیضین ممتنع باشد»، مانند یقین به این است که «زوایای مثلث مساوی است با دو زاویه قائمه»؛ زیرا چنین یقینی حاصل نمی‌شود مگر آن‌که پیش از این، امتناع صدق نقیض آن قضیه(عدم مساوی زوایای مثلث با دو زاویه قائمه) حاصل شده باشد. 4. گزاره‌های در عقل عملی لازم است منتهی به قضایای اولیه و واضح شوند، تا بتوان آن‌را تصدیق نمود. از این‌رو؛ قضایای بدیهی در عقل عملی؛ مانند حسن و قبح عقلی؛ مثل «العدل حسن» و «الظلم قبیح» و «جزاء الإحسان بالإحسان حسن» و «جزاؤه بالإساءة قبیح»، قضایای اولیه در حکمت عملی هستند که عقل عملی آنها را از صمیم ذات درک می‌کند.[3] بنابراین، وقتی در احکام شرعی گفته می‌شود که «تکریم و احترام والدین واجب است» برای این است که تکریم و احترام را از شئون احسان می‌داند که حسن ذاتی دارد و عقل عملی آن‌را درک می‌کند. با توجه به مطالب بالا؛ درباره حجیت عقل عملی باید گفت: عقل عملی با توجه به نوع توانایی که دارد قدرت ادراک و کشف همه احکام شرعی را ندارد. بلکه تنها امور اعتباری عقلانی که عقلای عالم بر طبق آن حکم می‌کنند[4] و تابع ادراک آنها می‌باشد را درک می‌کند؛ لذا به این مقدار حجیت دارد و باید طبق آن عمل نمود، لیکن امور تشریعی و یا جزئیه‌ای که بیانگر محبوبیت(امر) و مبغوضیت(نهی) شارع است را، درک نمی‌کند. مانند مواردی که میان حکم عقل عملی و دلیل شرعی (آیه یا روایت) تزاحم و تعارض پیدا می‌شود که در این‌جا باید به دلیل شرعی تمسک نمود نه به حکم عقل عملی. مگر این‌که در مواردی در اصل برداشت و یا روش استنباط حکم شرعی اشتباهی صورت گرفته باشد که موجب تعارض با گزاره‌های عقل عملی شده است. در این صورت نیازمند تحقیق و پژوهش دیگری است تا این تعارض و یا تزاحم برطرف شود.[5] [1] . برای نمونه؛ ر. ک: مظفر، محمد رضا، أصول الفقه‏، ج ‏1، ص 222 – 240، قم، اسماعیلیان‏، چاپ پنجم‏، 1375ش‏؛ صدر، سید محمد باقر، بحوث فی علم الأصول، تقریرات: حسینی شاهرودی، سید محمود، ج ‏4، ص 120 – 147، قم، مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت(ع)، چاپ سوم‏، 1417ق. [2] . الفضلی، عبدالهادی، دروس فی اصول الفقه، ص 230، قم، مؤسسه ام القری، 1420ق. [3] . ر. ک: سبحانی، جعفر، الالهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل،‏ ج‏1، ص: 240 – 244، قم، المرکز العالمی للدراسات الإسلامیة، چاپ سوم، 1412ق. [4] . که به آن آراء محموده می‌گویند. ر. ک: أصول الفقه‏، ج ‏1، ص 224 – 225. [5] . ر. ک: بحوث فی علم الأصول، ج ‏4، ص 138 – 139.
درباره تعریف عقل نظری و عقل عملی نمایه «حکمت نظری و حکمت عملی»، سؤال 507 را مطالعه کنید.
پیش از ورود به بحث از حجیت عقل عملی بیان چند مقدمه به طور خلاصه لازم به نظر میرسد:
1. بحث از حجیت عقل نظری و عقل عملی از مباحثی است که در «اصول فقه» به طور مفصل به آن پرداخته شده است.[1]
2. گاهی مدرکات عقلی انسان از امور عملی است؛ یعنی اموری که سزاوار است انسان پس از ادراک آنها بدان عمل نماید یا ترک کند که مربوط به عقل عملی میباشد؛[2] مانند «العدل حسنٌ»(عدالتورزی نیکو است).
3. همانگونه که عقل نظری گزارههای بدیهی را در حکمت نظری درک میکند، عقل عملی نیز گزارههای بدیهی را در حکمت عملی درک میکند. مثلاً: تصدیق به اینکه «هر قضیه نظری واجب است که منتهی به قضیهای شود که اجتماع نقیضین و ارتفاع نقیضین ممتنع باشد»، مانند یقین به این است که «زوایای مثلث مساوی است با دو زاویه قائمه»؛ زیرا چنین یقینی حاصل نمیشود مگر آنکه پیش از این، امتناع صدق نقیض آن قضیه(عدم مساوی زوایای مثلث با دو زاویه قائمه) حاصل شده باشد.
4. گزارههای در عقل عملی لازم است منتهی به قضایای اولیه و واضح شوند، تا بتوان آنرا تصدیق نمود. از اینرو؛ قضایای بدیهی در عقل عملی؛ مانند حسن و قبح عقلی؛ مثل «العدل حسن» و «الظلم قبیح» و «جزاء الإحسان بالإحسان حسن» و «جزاؤه بالإساءة قبیح»، قضایای اولیه در حکمت عملی هستند که عقل عملی آنها را از صمیم ذات درک میکند.[3] بنابراین، وقتی در احکام شرعی گفته میشود که «تکریم و احترام والدین واجب است» برای این است که تکریم و احترام را از شئون احسان میداند که حسن ذاتی دارد و عقل عملی آنرا درک میکند.
با توجه به مطالب بالا؛ درباره حجیت عقل عملی باید گفت:
عقل عملی با توجه به نوع توانایی که دارد قدرت ادراک و کشف همه احکام شرعی را ندارد. بلکه تنها امور اعتباری عقلانی که عقلای عالم بر طبق آن حکم میکنند[4] و تابع ادراک آنها میباشد را درک میکند؛ لذا به این مقدار حجیت دارد و باید طبق آن عمل نمود، لیکن امور تشریعی و یا جزئیهای که بیانگر محبوبیت(امر) و مبغوضیت(نهی) شارع است را، درک نمیکند. مانند مواردی که میان حکم عقل عملی و دلیل شرعی (آیه یا روایت) تزاحم و تعارض پیدا میشود که در اینجا باید به دلیل شرعی تمسک نمود نه به حکم عقل عملی. مگر اینکه در مواردی در اصل برداشت و یا روش استنباط حکم شرعی اشتباهی صورت گرفته باشد که موجب تعارض با گزارههای عقل عملی شده است. در این صورت نیازمند تحقیق و پژوهش دیگری است تا این تعارض و یا تزاحم برطرف شود.[5] [1] . برای نمونه؛ ر. ک: مظفر، محمد رضا، أصول الفقه، ج 1، ص 222 – 240، قم، اسماعیلیان، چاپ پنجم، 1375ش؛ صدر، سید محمد باقر، بحوث فی علم الأصول، تقریرات: حسینی شاهرودی، سید محمود، ج 4، ص 120 – 147، قم، مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت(ع)، چاپ سوم، 1417ق. [2] . الفضلی، عبدالهادی، دروس فی اصول الفقه، ص 230، قم، مؤسسه ام القری، 1420ق. [3] . ر. ک: سبحانی، جعفر، الالهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، ج1، ص: 240 – 244، قم، المرکز العالمی للدراسات الإسلامیة، چاپ سوم، 1412ق. [4] . که به آن آراء محموده میگویند. ر. ک: أصول الفقه، ج 1، ص 224 – 225. [5] . ر. ک: بحوث فی علم الأصول، ج 4، ص 138 – 139.
- [سایر] گستره حجیت عقل چقدر است؟
- [سایر] منظور از حکمت عملی و نظری و عقل عملی و نظری چیست؟ لطفاً مراتب عقل نظری را با مثال توضیح و تبیین فرمایید!
- [سایر] لطفاً برای رسیدن به عقل دینی چه راه کار عملی را پیشنهاد می کنید؟
- [سایر] لطفاً برای رسیدن به عقل دینی چه راه کار عملی را پیشنهاد می کنید؟
- [سایر] آیا امارات (سوق مسلمین)، (ید مسلم) و (ارض مسلمین) حجّیت دارند؟ و دلیل حجّیت آن چیست؟
- [سایر] بر فرض حجیت تفسیر قرآن به قرآن آیا حجیت آن فعلی است یا شأنی؟
- [آیت الله نوری همدانی] ب - در صورت حجیت، آیا دلیل مستقلی محسوب میشود یا حجیت آن منوط به داشتن شرایط بیّنه است؟
- [سایر] ادله حقانیت قرآن و حجیت صدور چیست؟
- [سایر] آیا قرآن در حجیت و تبیین معارف مستقل است؟
- [آیت الله علوی گرگانی] مستندات حجیّت اقرار را از نظر شرعی بیان فرمائید؟
- [آیت الله سیستانی] اگر بخواهد خبری را که دلیلی بر حجیت او ندارد و نمیداند راست است یا دروغ نقل کند بنا بر احتیاط واجب باید به نحو نقل بگوید، و آن را به پیامبر و ائمه علیهم السلام مستقیماً نسبت ندهد.
- [آیت الله مظاهری] مستحب است دایهای که برای طفل میگیرند شیعه و مؤمن و دارای عقل و عفّت و صورت نیکو باشد.
- [آیت الله صافی گلپایگانی] . مستحب است دایهای که برای طفل میگیرند، دوازده امامی، و دارای عقل و عفت و صورت نیکو باشد، و مکروه است کم عقل یا غیر دوازده امامی یا بد صورت، یا بدخلق، یا زنازاده باشد، و نیز مکروه است دایهای بگیرند که شیرش از بچهای است که از زنا به دنیا آمده باشد.
- [آیت الله وحید خراسانی] مستحب است دایه ای که برای طفل می گیرند دوازده امامی و دارای عقل و عفت و صورت نیکو باشد و مکروه است کم عقل یا بد صورت یا بد خلق یا زنا زاده باشد و نیز مکروه است دایه ای بگیرند که بچه ای که دارد از زنا بدنیا امده باشد
- [آیت الله نوری همدانی] مستحّب است دایه ای که برای طفل می گیرند ، دارای عقل و عفّت و صورت نیکو باشد و مکروه است کم عقل یا بد صورت ، یا بد خُلق ، یا زنازاده باشد و نیز مکروه است زنی را دایه بگیرند که شیرش از بچّه ای است که از زنا به دنیا آمده است . مسائل متفرقه شیر دادن :
- [آیت الله بروجردی] مستحب است دایهای که برای طفل میگیرند، دوازده امامی و دارای عقل و عفّت و صورت نیکو باشد و مکروه است کم عقل، یا غیر دوازده امامی، یا بد صورت، یا بد خلق، یا زنا زاده باشد و نیز مکروه است دایهای بگیرند که بچهای که دارد از زنا به دنیا آمده باشد.
- [آیت الله مکارم شیرازی] در روایات آمده است دایه ای را باید برای طفل انتخاب کرد که دارای عقل و ایمان و عفت و صورت نیکو باشد و از گرفتن دایه کم عقل یا غیرمؤمنه یا بدصورت و کج خلق یا زنازاده خودداری شود و همچنین از انتخاب دایه ای که بچه او از زنا به دنیا آمده و شیرش شیر زنازاده است پرهیز شود.
- [آیت الله اردبیلی] مستحب است دایهای که برای طفل میگیرند، دوازده امامی و دارای عقل و عفّت و صورت نیکو باشد و مکروه است زن کم عقل یا غیر دوازده امامی یا بد صورت یا بد خلق یا زنازداه، کودک را شیر بدهد و نیز مکروه است دایهای بگیرند که بچّهای که دارد از راه زنا به دنیا آمده باشد.
- [آیت الله علوی گرگانی] مستحبّ است دایهای که برای طفل میگیرند، دوازده امامی ودارای عقل وعفّت وصورت نیکو باشد ومکروه است کم عقل، یا غیر دوازده امامی یا بد صورت، یا بد خلق یا زنا زاده باشد، و نیز مکروه است دایهایبگیرند که بچهای که دارد از زنا بدنیا آمده باشد.
- [آیت الله سبحانی] مستحب است دایه ای که برای طفل می گیرند، دارای عقل و عفّت و صورت نیکو باشد و مکروه است کم عقل یا بدصورت، یا بدخلق، یا زنازاده باشد. و نیز مکروه است دایه ای بگیرند که بچه ای که دارد، از زنا به دنیا آمده باشد. مسائل متفرّقه شیر دادن