همه والدین امیدوارند که فرزندانشان به یکدیگر عشق ورزیده و احترام بگذارند، یا حداقل از آنها انتظار دارند که همبازی خوبی برای یکدیگر باشند و رفاقت و سازگاری داشته باشند. با وجود این، سروصداها و برخوردهای بین فرزندان تنشهای زیادی در خانه ایجاد می کند و پدرو مادر را درمانده می سازد. اما چه کنیم تا فرزندانمان یکدیگر را دوست بدارند، همان قدر که ما دوستشان داریم ؟ و چگونه می توان کمی صلح و آرامش به فضای خانه هدیه کرد ؟ نکات مهمی درباره روابط بین خواهرها و برادرها وجود دارد، ازجمله : 1- هریک از فرزندان به طور طبیعی به خواهر یا برادر خود عشق می ورزند. آنها می خواهند که دوست بدارند و دوست داشته شوند. 2- همه فرزندان نیازمند توجه و آغوش گرم والدین خود هستند. توجه مستقیم و اندیشیدن به نیازها و خواسته های آنان و در دسترس بودن والدین از مهمترین نیازهای کودکان به شمارمی آیند. 3- زمانیکه والدین به نیازهای مهم کودکان توجه نکنند، آنها به آسیب دیدگی روحی دچار می شوند که به صورت ناامیدی و بی اعتنایی بروز می کند. 4- در بیشتر موارد، فرزندان، احساسات خود را پنهان می کنند ؛ زیرا کسی در اطراف و نزدیکی آنان وجود ندارد تا شنونده گفته های آنان باشد و از احساسات نهفته آنها با خبر شود. 5- زمانی که والدین به فرزند دیگر توجه می کنند یا اینکه با دوست خود به گفتگو مشغولند، احساسات کودک آسیب دیده تحریک می شود. او بیش از پیش نسبت به توجه والدین احساس نیاز می کند، نیازی فوری و اضطراری که باید به آن پاسخ داد. 6- کودکی که نسبت به توجه والدین خود احساس نیاز می کند، به طور طبیعی ولی در شرایطی دور از انتظار والدین احساس درونی و نهفته خود را آشکار می سازد. احساساتی که به شکل گریه کردن ، خندیدن ، بدخلقی ، عرق کردن ، لرزیدن ، دعوا کردن بروز می کند و به منظور جلب توجه و رضایت پدرومادر آشکار می شود. این رفتارها ادامه می یابد تا عملکرد والدین متوقف شود و توجه آنها به سوی فرزندشان معطوف گردد. 7- شنیدن حرفهای فرزندان بدون قضاوت کردن راه مناسبی است که به فرزندان کمک می کند تا بتوانند فشار روانی موجود را بر طرف سازند. 8- پس از یک گریه طولانی ، کودک می داند که جایگاه مطمئنی برای عشق ورزیدن درانتظار اوست وهمه اطرافیان از اضطراب و نگرانی حاصل از فشار روانی ای که او را آزار می دهد، باخبر شده اند. 9- مداخله کردن در درگیریهای کودکان ممکن است آسیب دیدگی را بیشتر کند. در این هنگام به فرصت کافی نیاز داریم تا گفته های آنان را بشنویم و درفرصتی مناسب احساسات خود را بیان کنیم . توجه به این مطالب به والدین کمک می کند تا هنگام در گیری فرزندان برخورد مناسبی داشته باشند. بیشتر کودکان نسبت به فرزند دیگر احساس حسادت و خشم دارند. اما هرگز احساسات کودک به این دو محدود نمی شود، اگر چه از نظر پدر ومادر، شاخص ترین احساسات کودک به حساب می آیند. فرزندان ما زمان زیادی را برای بازی کردن و همکاری با یکدیگر صرف می کنند، در حالی که درهمین زمان که آنها رفتاری دوستانه با یکدیگر دارند، ما مشغول شستن ، پختن ، نظافت کردن و پرداختن به کارهای روزانه هستیم. بهترین توصیه ها هنگام درگیری خواهران و برادران : اگر برای هر یک از فرزندان زمانی مناسب صرف کنیم و شنونده اظهارات و احساسات آنها باشیم ، احساس آنها درباره توجه ما به آنها بدون خدشه می ماند و مطمئن هستند که برای والدین خود اهمیت دارند. با دقت وهوشیاری مداخله کنید یا حداقل پس از 5 دقیقه ی اول درصحنه حاضر شوید. حضور به موقع شما درصحنه درگیری ، کمک می کند تا بتوانید به مسئله پی ببرید و مانع عصبانیت فرزندان و صدمه زدن یا اهانت کردن آنها به هم بشوید. پیش از شروع و ادامه یافتن درگیری ، راحت تر می توان اضطراب و ناراحتی موجود را برطرف ساخت. اگر نتوانستید به موقع حاضر شوید از فرزندانتان عذرخواهی کنید : " متأسفم از این که نتوانستم به موقع حاضر شوم و از بروز حوادث ناراحت کننده جلوگیری کنم . به من بگویید چه اتفاقی افتاده است ؟" فرزندان ما پس از درگیری می توانند به راحتی رفتاری دوستانه با یکدیگر داشته باشند، البته درصورتیکه مورد سرزنش قرا رنگیرند. اگر والدین بتوانند درخانواده به طور منصفانه رفتار کنند و مسئولیتها را برعهده بگیرند، فرزندان میتوانند احساسات درونی خود را بهتر ابراز کنند و از آسیب دیدگی های روحی در امان بمانند. به آرامی و نرمی با آنها گفت و گو کنید. به نوبت از هر یک از آنها بپرسید که چه اتفاقی افتاده و به سخنان هردو با دقت گوش دهید. بیان کردن احساسات درونی مهمترین بخش درگیری است. به آنها فرصت کافی بدهید؛ زیرا برقراری پیوند دوباره نیاز به زمان کافی دارد. در برخی موارد، یکی از کودکان به دیگری ضربه وارد کرده و فرار میکند. در اینگونه موارد، واکنشهای خود را تغییر دهید؛ بطور مثال بار اول وقت بیشتری با کودک آسیب دیده یا مجروح صرف کنید و سپس به سوی فرد دیگر بروید. بار دوم فقط به کودک آسیب دیده توجه کنید. هر دو کودک به کمک شما نیازمندند. کودکی که ضربه را وارد کرده احساس پشیمانی میکند، او فرد بی مسئولیتی نیست بلکه نتوانسته احساس خود را بیان کند و کنترل خود را ازدست داده است. اغلب کودکان یکدیگر را دوست دارند و به طور طبیعی به سوی هم کشیده می شوند. اگر والدین به موضوع هایی که دوستی فرزندانشان را پایدار و مستحکم تر می کند توجه داشته باشند، روابط دوستانه بین فرزندان تداوم خواهد یافت. بچه ها همیشه به دنبال بهانه می گردند تا بتوانند احساسات درونی خود را بیرون بریزند، به طور مثال هنگامیکه بستنی می خورند اگر فرزند دیگر یک قاشق بیشتر بستنی بخورد، درگیری شروع می شود و از این طریق احساس حسادت، نیاز، درماندگی و عدم پذیرش از سوی آنها ابراز می گردد. زمانی که والدین گریه ، بدخلقی و خشم فرزند خود را تحمل کنند و با حوصله به حرف های او گوش کنند، به اشتباه خود پی می برد.
همه والدین امیدوارند که فرزندانشان به یکدیگر عشق ورزیده و احترام بگذارند، یا حداقل از آنها انتظار دارند که همبازی خوبی برای یکدیگر باشند و رفاقت و سازگاری داشته باشند. با وجود این، سروصداها و برخوردهای بین فرزندان تنشهای زیادی در خانه ایجاد می کند و پدرو مادر را درمانده می سازد. اما چه کنیم تا فرزندانمان یکدیگر را دوست بدارند، همان قدر که ما دوستشان داریم ؟ و چگونه می توان کمی صلح و آرامش به فضای خانه هدیه کرد ؟
نکات مهمی درباره روابط بین خواهرها و برادرها وجود دارد، ازجمله :
1- هریک از فرزندان به طور طبیعی به خواهر یا برادر خود عشق می ورزند. آنها می خواهند که دوست بدارند و دوست داشته شوند.
2- همه فرزندان نیازمند توجه و آغوش گرم والدین خود هستند. توجه مستقیم و اندیشیدن به نیازها و خواسته های آنان و در دسترس بودن والدین از مهمترین نیازهای کودکان به شمارمی آیند.
3- زمانیکه والدین به نیازهای مهم کودکان توجه نکنند، آنها به آسیب دیدگی روحی دچار می شوند که به صورت ناامیدی و بی اعتنایی بروز می کند.
4- در بیشتر موارد، فرزندان، احساسات خود را پنهان می کنند ؛ زیرا کسی در اطراف و نزدیکی آنان وجود ندارد تا شنونده گفته های آنان باشد و از احساسات نهفته آنها با خبر شود.
5- زمانی که والدین به فرزند دیگر توجه می کنند یا اینکه با دوست خود به گفتگو مشغولند، احساسات کودک آسیب دیده تحریک می شود. او بیش از پیش نسبت به توجه والدین احساس نیاز می کند، نیازی فوری و اضطراری که باید به آن پاسخ داد.
6- کودکی که نسبت به توجه والدین خود احساس نیاز می کند، به طور طبیعی ولی در شرایطی دور از انتظار والدین احساس درونی و نهفته خود را آشکار می سازد. احساساتی که به شکل گریه کردن ، خندیدن ، بدخلقی ، عرق کردن ، لرزیدن ، دعوا کردن بروز می کند و به منظور جلب توجه و رضایت پدرومادر آشکار می شود. این رفتارها ادامه می یابد تا عملکرد والدین متوقف شود و توجه آنها به سوی فرزندشان معطوف گردد.
7- شنیدن حرفهای فرزندان بدون قضاوت کردن راه مناسبی است که به فرزندان کمک می کند تا بتوانند فشار روانی موجود را بر طرف سازند.
8- پس از یک گریه طولانی ، کودک می داند که جایگاه مطمئنی برای عشق ورزیدن درانتظار اوست وهمه اطرافیان از اضطراب و نگرانی حاصل از فشار روانی ای که او را آزار می دهد، باخبر شده اند.
9- مداخله کردن در درگیریهای کودکان ممکن است آسیب دیدگی را بیشتر کند. در این هنگام به فرصت کافی نیاز داریم تا گفته های آنان را بشنویم و درفرصتی مناسب احساسات خود را بیان کنیم .
توجه به این مطالب به والدین کمک می کند تا هنگام در گیری فرزندان برخورد مناسبی داشته باشند. بیشتر کودکان نسبت به فرزند دیگر احساس حسادت و خشم دارند. اما هرگز احساسات کودک به این دو محدود نمی شود، اگر چه از نظر پدر ومادر، شاخص ترین احساسات کودک به حساب می آیند. فرزندان ما زمان زیادی را برای بازی کردن و همکاری با یکدیگر صرف می کنند، در حالی که درهمین زمان که آنها رفتاری دوستانه با یکدیگر دارند، ما مشغول شستن ، پختن ، نظافت کردن و پرداختن به کارهای روزانه هستیم.
بهترین توصیه ها هنگام درگیری خواهران و برادران :
اگر برای هر یک از فرزندان زمانی مناسب صرف کنیم و شنونده اظهارات و احساسات آنها باشیم ، احساس آنها درباره توجه ما به آنها بدون خدشه می ماند و مطمئن هستند که برای والدین خود اهمیت دارند. با دقت وهوشیاری مداخله کنید یا حداقل پس از 5 دقیقه ی اول درصحنه حاضر شوید. حضور به موقع شما درصحنه درگیری ، کمک می کند تا بتوانید به مسئله پی ببرید و مانع عصبانیت فرزندان و صدمه زدن یا اهانت کردن آنها به هم بشوید. پیش از شروع و ادامه یافتن درگیری ، راحت تر می توان اضطراب و ناراحتی موجود را برطرف ساخت. اگر نتوانستید به موقع حاضر شوید از فرزندانتان عذرخواهی کنید : " متأسفم از این که نتوانستم به موقع حاضر شوم و از بروز حوادث ناراحت کننده جلوگیری کنم . به من بگویید چه اتفاقی افتاده است ؟"
فرزندان ما پس از درگیری می توانند به راحتی رفتاری دوستانه با یکدیگر داشته باشند، البته درصورتیکه مورد سرزنش قرا رنگیرند. اگر والدین بتوانند درخانواده به طور منصفانه رفتار کنند و مسئولیتها را برعهده بگیرند، فرزندان میتوانند احساسات درونی خود را بهتر ابراز کنند و از آسیب دیدگی های روحی در امان بمانند. به آرامی و نرمی با آنها گفت و گو کنید. به نوبت از هر یک از آنها بپرسید که چه اتفاقی افتاده و به سخنان هردو با دقت گوش دهید. بیان کردن احساسات درونی مهمترین بخش درگیری است. به آنها فرصت کافی بدهید؛ زیرا برقراری پیوند دوباره نیاز به زمان کافی دارد. در برخی موارد، یکی از کودکان به دیگری ضربه وارد کرده و فرار میکند. در اینگونه موارد، واکنشهای خود را تغییر دهید؛ بطور مثال بار اول وقت بیشتری با کودک آسیب دیده یا مجروح صرف کنید و سپس به سوی فرد دیگر بروید. بار دوم فقط به کودک آسیب دیده توجه کنید. هر دو کودک به کمک شما نیازمندند. کودکی که ضربه را وارد کرده احساس پشیمانی میکند، او فرد بی مسئولیتی نیست بلکه نتوانسته احساس خود را بیان کند و کنترل خود را ازدست داده است.
اغلب کودکان یکدیگر را دوست دارند و به طور طبیعی به سوی هم کشیده می شوند. اگر والدین به موضوع هایی که دوستی فرزندانشان را پایدار و مستحکم تر می کند توجه داشته باشند، روابط دوستانه بین فرزندان تداوم خواهد یافت. بچه ها همیشه به دنبال بهانه می گردند تا بتوانند احساسات درونی خود را بیرون بریزند، به طور مثال هنگامیکه بستنی می خورند اگر فرزند دیگر یک قاشق بیشتر بستنی بخورد، درگیری شروع می شود و از این طریق احساس حسادت، نیاز، درماندگی و عدم پذیرش از سوی آنها ابراز می گردد. زمانی که والدین گریه ، بدخلقی و خشم فرزند خود را تحمل کنند و با حوصله به حرف های او گوش کنند، به اشتباه خود پی می برد.
- [سایر] چگونه فرزندانمان را برای نماز صبح بیدار کنیم؟
- [سایر] چگونه فرزندانمان را برای نماز صبح بیدار کنیم؟
- [سایر] چگونه رفتار فرزندانمان را تغییر دهیم ؟
- [سایر] به فرزندانمان درباره مرگ عزیزان چه بگوییم؟
- [سایر] چگونه مهارتهای اجتماعی را در فرزندانمان تقویت کنیم؟
- [سایر] مناسبترین زمان برای ارتباط با فرزندانمان چه زمانی است؟
- [سایر] چه کنیم که فرزندانمان با ما خوشرفتاری کنند؟
- [سایر] چگونه از آلوده شدن فرزندانمان به اعتیاد پیشگیری کنیم(معرفی کتاب)؟
- [سایر] چه کنیم تا فرزندانمان از ابتدای تحصیل، به خوبی درس بخوانند و دچار مشکلات تحصیلی نشوند.
- [سایر] چه کنیم تا فرزندانمان از ابتدای تحصیل، به خوبی درس بخوانند و دچار مشکلات تحصیلی نشوند.
- [آیت الله مظاهری] اگر کسی دوست داشته باشد که واجبی از واجبات بیارزش یا متروک شود و یا حرامی از محرّمات با ارزش و یا جایی در جامعه باز کند، گرچه در این امر قبیح خود عامل نباشد و تبلیغ نیز برای آن نکند، از نظر قرآن شریف کیفر بزرگی در دنیا و عذاب بزرگی در آخرت دارد، مثلاً کسی که دوست دارد در جامعه اسلامی، چادر جای خود را به بدحجابی و قرضالحسنه جای خود را به قرض ربوی بدهد، و قطعاً اگر توبه نکند، عذاب دردناکی در دنیا و آخرت به سراغ او خواهد آمد.
- [آیت الله مظاهری] دوستیابی زن با مرد نامحرم و مرد با زن نامحرم، حرام است، گرچه شهوتانگیز و دارای احتمال مفسده هم نباشد، و قرآن شریف از اینکه زن، مرد نامحرمی را و یا مرد، زن نامحرمی را به عنوان دوست بگیرد، نهی مؤکّد فرموده است.
- [آیت الله مظاهری] اشاعه فحشا (یعنی پراکنده کردن فساد و زشتکاری) از گناهان کبیره در اسلام است و قرآن شریف برای کسی که دوست دارد گناهان آشکار شوند، عذاب دنیا و آخرت را وعده داده است، چه برسد که بخواهد عمل اشاعه فحشا را انجام دهد: (انَّ الَّذینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشیعَ الْفاحِشَةَ فِی الَّذینَ امَنُوا لَهُمْ عَذابٌ الیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الْاخِرَة)[1] (به تحقیق کسانی که دوست میدارند که زشت کاری در میان آنان که ایمان آوردهاند، شیوع پیدا کند، برای آنان در دنیا و آخرت عذابی پر درد خواهد بود.) و آن اقسامی دارد: الف) عیبی را به دروغ نسبت دادن به کسی و آن را درمیان مردم شیوع دادن، و این قسم علاوه بر گناه اشاعه فحشا، گناه تهمت را نیز دارد، و افرادی که دامن به آن شایعه میزنند و آن را برای دیگران میگویند، اگر بدانند که تهمت است، گناهشان مثل کسی است که شایعه را اختراع نموده و اگر ندانند، حرام است و گناه اشاعه فحشا را دارد، علاوه بر اینکه آن شایعه تهمت است و گناه از آن را نیز دارد. ب) پخش کردن عیبی که در کسی هست در میان مردم، و این صورت علاوه بر گناه اشاعه فحشا، گناه غیبت را نیز دارد. ج) گناهی را علنی و در میان مردم انجام دادن، نظیر بیرون آمدن زن با وضع جلف یا بدحجاب و یا بیحجاب و نظیر پخش موسیقیهای شهوتانگیز و پخش غناها و آهنگهای محرّک و یا پخش گفتههای جلف و محرّک در میان مردم و نظیر پخش کتابهای عشقی و رمانهای محرّک و امثال اینها، و این صورت علاوه بر گناهی که مترتّب بر اصل کار است، گناه اشاعه فحشا را نیز دارد و در بسیاری از موارد، گناه دوّم بالاتر از گناه اوّل است.
- [آیت الله سیستانی] اگر به آب برای رفع تشنگی نیاز باشد باید تیمم نماید ، و جواز تیمم به این جهت در دو صورت است : 1 آنکه اگر آب را در وضو یا غسل صرف نماید خودش فعلاً یا بعداً به تشنگی که باعث تلف یا مرضش میشود ، یا تحمّلش مشقّت زیادی دارد مبتلا خواهد شد . 2 آنکه بر غیر خود از کسانی که به او وابستهاند بترسد هر چند از نفوس محترمه نباشد ، اگر شؤون زندگی او برایش اهمیت داشته باشد چه از جهت علاقه شدید باشد ، یا از این جهت که تلف شدن او ضرر مالی برایش دارد ، یا رعایت حال او عرفاً لازم باشد مانند دوست و همسایه . در غیر این دو صورت هم تشنگی ممکن است مجوز تیمم باشد ، ولی نه از این جهت ، بلکه از جهت وجوب حفظ جان ، یا از این که مرگ یا بی تابی او مطمئناً موجب حرج بر خودش خواهد شد .
- [آیت الله مظاهری] غیبت- یعنی عیب کسی را در غیاب او به دیگران منتقل نمودن- از گناهان بزرگ است و قرآن شریف آن را به منزله خوردن گوشت مردار انسان دانسته است: (وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً أَیُحِبُّ احَدُکُمْ انْ یَأْکُلَ لَحْمَ اخیهِ مَیْتاً فَکَرِهْتُموُه)[1] (و بعضی از شما، غیبت بعضی دیگر را نکند، آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مردهاش را بخورد؟ (در حالی که) از آن کراهت دارید.) و فرقی نیست که آن عیب مستور و پوشیده باشد یا غیر مستور، و همچنین فرقی نیست کسی که غیبت او میشود راضی باشد یا نه، و همچنین فرقی نیست که غیبت با گفتار باشد و یا کردار نظیر اشاره و نوشتن و امثال اینها و همین مقدار که به عنوان تنقیص و ضربهزدن به شخصیّت کسی عیب او را در غیاب او به دیگری منتقل کند غیبت و از گناهان کبیره است و اگر کسی که غیبت او میشود راضی باشد که از او غیبت شده، علاوه بر اینکه غیبتکننده گناه نموده است، کسی که راضی به آن گناه بوده است نیز گناهکار است.
- [آیت الله مظاهری] یکی از گناهان بزرگ در اسلام اسراف و تبذیر است و آن اقسامی دارد که یک قسم از آن حرام نیست. الف) فرو رفتن در مشتهیات نفس از راه حرام که قرآن به آن (اتراف) میگوید که اگر در فردی پیدا شود دنیا و آخرت او را تباه میکند و قرآن او را فرد شومی از اهل جهنّم میداند: (وَ اصْحابُ الشِّمالِ ما اصْحابُ الشِّمالِ فی سَمُومٍ وَ حَمیمٍ وَ ظِلٍّ مِنْ یَحْمُومٍ لا بارِدٍ وَ لا کَریمٍ انَّهُمْ کانُوا قَبْلَ ذلِکَ مُتْرَفین)[1] (و یاران چپ، کدامند یاران چپه در میان باد گرم و آب داغ. و سایهای از دود تار. نه خنک نه خشک. اینان بودند که پیش از این نازپروردگان بودند.) و اگر در ملّتی پیدا شود، آن ملّت را نابود میداند: (وَ اذا ارَدْنا أَنْ نُهْلِکَ قَرْیَةً أَمَرْنا مُتْرَفیها فَفَسَقُوا فیها فَحَقَّ عَلَیْهَا الْقَولُ فَدَمَّرْناها تَدْمیراً)[2] (و چون بخواهیم شهری را هلاک کنیم، خوشگذرانان آن شهر را وا میداریم تا در آن به انحراف و فساد بپردازند، و در نتیجه عذاب بر آن شهر لازم گردد، پس آن را یکسره زیر و زِبَر کنیم.) ب) به هدر دادن نِعم الهی نظیر نابود کردن مال و عمر و آبرو و مانند اینها که قرآن به آن (تبذیر) میگوید و مبذّر را برادر شیطان میخواند: (انَّ الْمُبَذِّرینَ کانُوا اخْوانَ الشَّیاطین)[3] (همانا اسرافکنندگان برادران شیطانها هستند.) ج) فرو رفتن در مشتهیات نفس از راه حلال که به آن (اسراف) گفته میشود و آن گرچه حرام نیست، ولی محال است که مسرف بتواند به کمال انسانی برسد و قرآن او را مورد بیمهری و بیعنایتی از طرف حقّ میداند: صفحه 386 (انَّهُ لایُحِبُّ الْمُسْرِفین).[4] (به درستی که خداوند اسراف کنندگان را دوست نمیدارد.) بلکه او را یک مؤمن واقعی نمیداند: (وَالَّذینَ اذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا)[5] (و کسانی که به هنگام بخشش، زیادهروی نمیکنند.)