بعد از رحلت پیامبر اعظم _ صلّی الله علیه و آله _ مسلمانان به مذاهب گوناگون تقسیم شدند که در مسائل عقیدتی، دینی و حکومتی باهم اختلاف داشتند، تمام این مذاهب برای اثبات حقانیت خود به آیاتی از قرآن کریم تمسک جستهاند، اما چرا قرآن کریم به گونهای سخن گفته که تمام این مذاهب بتوانند برای خود از قرآن کریم دلیل بیاورند؟ و چرا در بعضی جاها محکم و روشن سخن نگفته که تمام مسلمانان با رجوع به آن راه حق را از باطل به آسانی تشخیص بدهند؟ برای این پرسش پاسخهای بسیاری بیان و قلمهای زیادی زده شده است. از بین این نوشتهها و گفتهها آن چه در وسعمان بود در این نوشتار جمع آوری کردیم، امید است در میان آنها به جواب مناسب دست یابید. 1. گاهی اوقات نویسنده، مطلبی را مشتمل بر مباحث علمی یا همراه با رموزی مینویسد که تنها گروه خاصی میتواند آن متن را بفهمد و رموزش را بگشاید. انگیزه او از این کار، ارجاع دادن خوانندگان ، به در خانه ی این گروه خاص است تا علاوه بر آگاهی از اسرار و باطن آن، فضایل و مکارم اخلاقی را در پرتوی همنشینی آن ها به دست آورند.[1] برخی آیات الهی از این جهت توسط پیامبر اعظم _ صلّی الله علیه و آله _ به طور کامل روشن و واضح نشد تا بعد از رحلت ایشان، مردم به اهلبیت (ثقل اصغر) تمسک کنند و در سایه نور آن ها هدایت شوند، زیرا اگر همه ی آیات قرآن کریم را مردم میتوانستند به سادگی و روشنی بفهمند، نسبت به مبیّنان و مفسران حقیقی احساس بینیازی میکردند، و به محضر آن ها نمیرفتند.[2] 2. دراصل قرآن کریم، سرتاسرش محکم است. یعنی یک مسیر را دنبال میکند و تنها یک فرقه را تأیید مینماید، ولی این که میبینیم فرقههای مختلف از قرآن کرییم دلیل میآورند، به خاطر این است که قرآن کرییم وقتی برای بشر فرود آمد، در قالب لغت عرب، همراه با کنایات، استعارات، و لغات متشابه نازل شد، و مسائل مجردات را که تا آن زمان کسی برای این اعراب بادهنشین نگفته بود، در قالبی مادی با تمثیل و تشبیهات گوناگون بیان کرد، و همین تأویل بردن های مختلف، روی کنایات و تمثیلها، باعث اختلاف نظرها و برداشت های گوناگون شد و نطفه ی این فرقههای مختلف تشکیل یافت که گریزی از این مسئله امکان نداشت، البته در زمان پیامبر اکرم _ صلّی الله علیه و آله _ چون مردم به این سبک و روش سخن میگفتند، بیشتر قصد واقعی آیات را میفهمیدند،[3] پس از آن هر چه از دوران نزول قرآن کریم فاصله گرفتیم، سؤالات و شبهات زیادی پیش میآمد و قصد اصلی قرآن کریم هر چه بیشتر مخفی میگشت و این از پیامدهای بیان این معانی بلند به زبان مادی و فهم و درک ناچیز بشر است، نه ایرادی بر قرآن کریم، چنان چه امروزه برای آیاتی که تا چندی قبل اصلاً اختلافی در آن ها نبوده و جز محکمات به حساب میآمدند معانی گوناگونی گفته میشود که ضمینة اختلاف در آن ها را به وجود میآورد.[4] 3. اختیار مساوی انسان برای انتخاب هر کدام از دو مسیر خیر و شر امتیازی است که به انسان عطا شده است، زیرا که انتخاب راه بندگی، در جایی فضیلت دارد که امکان انتخاب راه مخالف آن وجود داشته باشد. قرآن کریم نیز این فضیلت را به پیروانش عطاء فرموده، به گونهای سخن گفته، که به آسانی برای همه قابل درک نیست، بلکه فهم و استفاده از نور آن بستگی به بررسی روایات و قضاوت عقل دارد. کسی که از این راه و با اختیار و تلاش صراط مستقیم قرآن کریم را بیابد و بپیماید فضیلت بیشتری دارد از کسی که تمام مسائل را روشن و واضح در اختیار داشته باشد، و همین طور کسی که حکمت خداوند را میداند، اما به دلیل غرض و انگیزههای سوء، آیات را به باطل تأویل میبرد و با اختیار خود راه غلط را پیموده و سزاوار عذاب است. بنابراین، قرآن کریم با برنداشتن این شبهات، اختیار میان مسیر خیر و شر را در بین پیروان خود تداوم بخشید و با این کار خود باعث شد منافقین و خیانت کاران که خود را مسلمان نشان میدادند، با چنگ زدن به این آیات چند وجهی، چهره ی حقیقی خود را بنمایانند، اما اگر قرآن کریم تنها یک راه را به طور واضح بیان میکرد، منافقان هم به اجبار به این راه میآمدند و دیگر شناخته نمیشدند.[5] 4. اگر قرآن کریم تمام مسائل را واضح و روشن بیان مینمود و صراط مستقیم را به تمام پیروانش به طور کامل معرفی میکرد، دیگر مطابق با تمام فرقههای اسلامی نبود، بلکه تنها یکی از آن ها را تأیید میکرد مثل تشیّع، در این صورت سران فرقهها که به هر دلیل با این مذهب اختلاف داشتند منکر ارزش قرآن کریم میشدند، نه خود به آن رجوع میکردند، و نه به پیروان شان اجازه چنین کاری را میدادند، اما امروزه تمام فرقههای اسلامی به قرآن کریم رجوع میکنند و در آن دقت کرده تا دلیلی برای گفتههای خود از قرآن کریم بیاورند و پیروان شان را نیز تشویق به خواندن و تدبّر در قرآن کریم میکنند، گاهی همین خواندن قرآن کریم باعث هدایت آن ها میشود.[6] 5. بیان کردن تمام مسائل دینی از سوی قرآن کریم باعث میشد که امروزه بخش های بسیاری از علوم کلام، فلسفه، تفسیر، علوم قرآنی و... پدید نیاید، سخن گفتن قرآن کریم با کمی، اجمال و تشبیه سبب شده تا نظریات گوناگونی در این مسائل مطرح گردد، و بحث به خوبی حلاّجی شود و جوانب مختلف آن بررسی گردد. راه حقی که بعد از این فعالیت ها به دست میآید دیگر یک تقلید خالی نیست، بلکه ثمره ی تلاش و کوشش است و محکمتر، و با ارزشتر میباشد.[7] خلاصه رسول اکرم (ص) قرآن کامل و گردآوری شده را بر جامعه ی اسلامی عرضه کرد. اگر بحث متشابهات و اختلافات است، وصف انسان ها است، نه وصف قرآن کریم. قرآن کریم تمامش محکم و متقن است و هیچ اختلافی در آن نیست. بحث اختلافات، بحث بیرون قرآنی است، نه درون قرآنی. معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر: 1. علوم القرآن، محمدهادی معرفت. 2. قرآن در قرآن، عبدالله جوادی آملی. پی نوشتها: [1]. ر.ک، میر محمّدی، سیّد ابوالفضل، تاریخ و علوم قرآنی، قم:دفتر انتشارات اسلامی، ص 28 و 75. [2]. جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن کریم، قرآن در قرآن، قم: مرکز نشر اسراء، ص 418، س 78. [3]. طباطبایی، سیّد محمّد حسین، تفسیر المیزان، ذیل آیه ی 7 سوره ی آل عمران. ج 2. [4]. پیشین، تفسیر موضوعی قرآن کریم، قرآن در قرآن، ص 418. [5]. احمدی، حبیب الله، پژوهشی در علوم قرآن، قم:دفتر انتشارات اسلامی، ص 153،سال 76. [6]. سیوطی، کتاب الاتقان، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ج 2، ص 22، بیروت، 1421 ه.ق. [7]. پیشین، احمدی، حبیب الله، پژوهشی در علوم قرآن، ، ص 153، منبع: اندیشه قم
چرا رسول خدا صلی الله علیه وآله قرآن گردآوری شده و کامل را به جامعه اسلامی عرضه نکرد تا اختلافات بعدی پیش نیاید؟
بعد از رحلت پیامبر اعظم _ صلّی الله علیه و آله _ مسلمانان به مذاهب گوناگون تقسیم شدند که در مسائل عقیدتی، دینی و حکومتی باهم اختلاف داشتند، تمام این مذاهب برای اثبات حقانیت خود به آیاتی از قرآن کریم تمسک جستهاند، اما چرا قرآن کریم به گونهای سخن گفته که تمام این مذاهب بتوانند برای خود از قرآن کریم دلیل بیاورند؟ و چرا در بعضی جاها محکم و روشن سخن نگفته که تمام مسلمانان با رجوع به آن راه حق را از باطل به آسانی تشخیص بدهند؟ برای این پرسش پاسخهای بسیاری بیان و قلمهای زیادی زده شده است. از بین این نوشتهها و گفتهها آن چه در وسعمان بود در این نوشتار جمع آوری کردیم، امید است در میان آنها به جواب مناسب دست یابید.
1. گاهی اوقات نویسنده، مطلبی را مشتمل بر مباحث علمی یا همراه با رموزی مینویسد که تنها گروه خاصی میتواند آن متن را بفهمد و رموزش را بگشاید. انگیزه او از این کار، ارجاع دادن خوانندگان ، به در خانه ی این گروه خاص است تا علاوه بر آگاهی از اسرار و باطن آن، فضایل و مکارم اخلاقی را در پرتوی همنشینی آن ها به دست آورند.[1] برخی آیات الهی از این جهت توسط پیامبر اعظم _ صلّی الله علیه و آله _ به طور کامل روشن و واضح نشد تا بعد از رحلت ایشان، مردم به اهلبیت (ثقل اصغر) تمسک کنند و در سایه نور آن ها هدایت شوند، زیرا اگر همه ی آیات قرآن کریم را مردم میتوانستند به سادگی و روشنی بفهمند، نسبت به مبیّنان و مفسران حقیقی احساس بینیازی میکردند، و به محضر آن ها نمیرفتند.[2]
2. دراصل قرآن کریم، سرتاسرش محکم است. یعنی یک مسیر را دنبال میکند و تنها یک فرقه را تأیید مینماید، ولی این که میبینیم فرقههای مختلف از قرآن کرییم دلیل میآورند، به خاطر این است که قرآن کرییم وقتی برای بشر فرود آمد، در قالب لغت عرب، همراه با کنایات، استعارات، و لغات متشابه نازل شد، و مسائل مجردات را که تا آن زمان کسی برای این اعراب بادهنشین نگفته بود، در قالبی مادی با تمثیل و تشبیهات گوناگون بیان کرد، و همین تأویل بردن های مختلف، روی کنایات و تمثیلها، باعث اختلاف نظرها و برداشت های گوناگون شد و نطفه ی این فرقههای مختلف تشکیل یافت که گریزی از این مسئله امکان نداشت، البته در زمان پیامبر اکرم _ صلّی الله علیه و آله _ چون مردم به این سبک و روش سخن میگفتند، بیشتر قصد واقعی آیات را میفهمیدند،[3] پس از آن هر چه از دوران نزول قرآن کریم فاصله گرفتیم، سؤالات و شبهات زیادی پیش میآمد و قصد اصلی قرآن کریم هر چه بیشتر مخفی میگشت و این از پیامدهای بیان این معانی بلند به زبان مادی و فهم و درک ناچیز بشر است، نه ایرادی بر قرآن کریم، چنان چه امروزه برای آیاتی که تا چندی قبل اصلاً اختلافی در آن ها نبوده و جز محکمات به حساب میآمدند معانی گوناگونی گفته میشود که ضمینة اختلاف در آن ها را به وجود میآورد.[4]
3. اختیار مساوی انسان برای انتخاب هر کدام از دو مسیر خیر و شر امتیازی است که به انسان عطا شده است، زیرا که انتخاب راه بندگی، در جایی فضیلت دارد که امکان انتخاب راه مخالف آن وجود داشته باشد. قرآن کریم نیز این فضیلت را به پیروانش عطاء فرموده، به گونهای سخن گفته، که به آسانی برای همه قابل درک نیست، بلکه فهم و استفاده از نور آن بستگی به بررسی روایات و قضاوت عقل دارد.
کسی که از این راه و با اختیار و تلاش صراط مستقیم قرآن کریم را بیابد و بپیماید فضیلت بیشتری دارد از کسی که تمام مسائل را روشن و واضح در اختیار داشته باشد، و همین طور کسی که حکمت خداوند را میداند، اما به دلیل غرض و انگیزههای سوء، آیات را به باطل تأویل میبرد و با اختیار خود راه غلط را پیموده و سزاوار عذاب است.
بنابراین، قرآن کریم با برنداشتن این شبهات، اختیار میان مسیر خیر و شر را در بین پیروان خود تداوم بخشید و با این کار خود باعث شد منافقین و خیانت کاران که خود را مسلمان نشان میدادند، با چنگ زدن به این آیات چند وجهی، چهره ی حقیقی خود را بنمایانند، اما اگر قرآن کریم تنها یک راه را به طور واضح بیان میکرد، منافقان هم به اجبار به این راه میآمدند و دیگر شناخته نمیشدند.[5]
4. اگر قرآن کریم تمام مسائل را واضح و روشن بیان مینمود و صراط مستقیم را به تمام پیروانش به طور کامل معرفی میکرد، دیگر مطابق با تمام فرقههای اسلامی نبود، بلکه تنها یکی از آن ها را تأیید میکرد مثل تشیّع، در این صورت سران فرقهها که به هر دلیل با این مذهب اختلاف داشتند منکر ارزش قرآن کریم میشدند، نه خود به آن رجوع میکردند، و نه به پیروان شان اجازه چنین کاری را میدادند، اما امروزه تمام فرقههای اسلامی به قرآن کریم رجوع میکنند و در آن دقت کرده تا دلیلی برای گفتههای خود از قرآن کریم بیاورند و پیروان شان را نیز تشویق به خواندن و تدبّر در قرآن کریم میکنند، گاهی همین خواندن قرآن کریم باعث هدایت آن ها میشود.[6]
5. بیان کردن تمام مسائل دینی از سوی قرآن کریم باعث میشد که امروزه بخش های بسیاری از علوم کلام، فلسفه، تفسیر، علوم قرآنی و... پدید نیاید، سخن گفتن قرآن کریم با کمی، اجمال و تشبیه سبب شده تا نظریات گوناگونی در این مسائل مطرح گردد، و بحث به خوبی حلاّجی شود و جوانب مختلف آن بررسی گردد. راه حقی که بعد از این فعالیت ها به دست میآید دیگر یک تقلید خالی نیست، بلکه ثمره ی تلاش و کوشش است و محکمتر، و با ارزشتر میباشد.[7]
خلاصه رسول اکرم (ص) قرآن کامل و گردآوری شده را بر جامعه ی اسلامی عرضه کرد. اگر بحث متشابهات و اختلافات است، وصف انسان ها است، نه وصف قرآن کریم. قرآن کریم تمامش محکم و متقن است و هیچ اختلافی در آن نیست. بحث اختلافات، بحث بیرون قرآنی است، نه درون قرآنی.
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. علوم القرآن، محمدهادی معرفت.
2. قرآن در قرآن، عبدالله جوادی آملی.
پی نوشتها:
[1]. ر.ک، میر محمّدی، سیّد ابوالفضل، تاریخ و علوم قرآنی، قم:دفتر انتشارات اسلامی، ص 28 و 75.
[2]. جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن کریم، قرآن در قرآن، قم: مرکز نشر اسراء، ص 418، س 78.
[3]. طباطبایی، سیّد محمّد حسین، تفسیر المیزان، ذیل آیه ی 7 سوره ی آل عمران. ج 2.
[4]. پیشین، تفسیر موضوعی قرآن کریم، قرآن در قرآن، ص 418.
[5]. احمدی، حبیب الله، پژوهشی در علوم قرآن، قم:دفتر انتشارات اسلامی، ص 153،سال 76.
[6]. سیوطی، کتاب الاتقان، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ج 2، ص 22، بیروت، 1421 ه.ق.
[7]. پیشین، احمدی، حبیب الله، پژوهشی در علوم قرآن، ، ص 153،
منبع: اندیشه قم
- [سایر] اگر زبان مادری پیامبر اسلام حضرت محمد صلی الله علیه وآله فارسی یا انگلیسی بود، آیا قرآن به آن زبان نازل می گشت؟
- [سایر] آیا اعجاز «قرآن» مختص زمان پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) است؟
- [سایر] سیره رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) از دیدگاه قرآن کریم چیست؟
- [سایر] آیا قرآن در زمان پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) یک جا و در یک مصحف گردآوری شده است؟
- [سایر] در خاندان رسول الله(صلی الله علیه وآله) زینب چند تا است؟
- [آیت الله بهجت] آیا خود پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه وآله وسلّم صلوات در تشهد را همراه با "آل محمد" می خوانده اند؟
- [سایر] مباهله یعنی چه و جریان مباهله ی پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) چگونه بوده است؟
- [سایر] آیا پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) می توانست بخواند و بنویسد؟
- [سایر] آیا ولایت بعد از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به دیگری منتقل نمی شود؟
- [سایر] پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) کدام دسته از مردم آخرالزمان را لعنت فرمودند؟
- [آیت الله فاضل لنکرانی] مستحب است قبل از تکبیرة الاحرام بگوید: یا مُحْسِنُ قَدْ اَتَاکَ الْمُسِیَیءُ وَقَد اَمَرْتَ الْمُحْسِنَ اَنْ یَتَجاوَزَ عَنِ الْمُسِییء أنْتَ الْمُحْسِنُ وَاَناَ المُسِیءُ بِحَقِّ مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد صَلِّ عَلَی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَتَجاوَزْ عَنْ قَبیحِ ما تَعْلَمُ مِنِّی یعنی ای خدائی که به بندگان احسان می کنی بنده گنهکار به در خانه تو آمده و تو امر کرده ای که نیکوکار از گنهکار بگذرد تو نیکوکاری و من گنهکار به حق محمد و آل محمد(صلی الله علیه وآله) رحمت خود را بر محمد و آل محمد بفرست و از بدی هائی که می دانی از من سر زده بگذر.
- [آیت الله وحید خراسانی] هر وقت انسان اسم مبارک حضرت رسول صلی الله علیه واله وسلم را مانند محمد و احمد یا لقب و کنیه ان جناب را مثل مصطفی و ابوالقاسم بگوید یا بشنود اگر چه در نماز باشد مستحب است صلوات بفرستد
- [آیت الله فاضل لنکرانی] هروقت انسان اسم مبارک حضرت رسول(صلی الله علیه وآله) مانند محمّد و احمد یا لقب و کنیه آن جناب مثل مصطفی و ابوالقاسم را بگوید یا بشنود، اگرچه در نماز باشد، مستحب است صلوات بفرستد.
- [آیت الله مظاهری] مستحب است بعد از تکبیرة الاحرام بگوید: (یا مُحْسِنُ قَد أَتاکَ الْمُسیئُ وَ قَدْ أَمَرْتَ الُْمحْسِنَ أَنْ یَتَجاوَزَ عَنِ الْمُسیءِ أَنْتَ الْمُحْسِنُ وَ أَنَا الْمُسیئُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ تَجاوَزْ عَنْ قَبیحِ ما تَعْلَمُ مِنّی) (ای خدایی که به بندگان احسان میکنی بنده گنهکار به در خانه تو آمده و تو امر کردهای که نیکوکار از گنهکار بگذرد، تو نیکوکاری و من گنهکار به حقّ محمّد و آل محمّدصلی الله علیه وآله وسلم رحمت خود را بر محمّد و آل محمّد بفرست و از بدیهایی که میدانی از من سر زده بگذر).
- [آیت الله نوری همدانی] مستحب است بعد از تکبیره الاحرام بگوید : یا مُحسنُ قداتاکَ المسیءُ و قد امَرتَ المحسنَ ان یتجاوَز عنِ المسی ءِ انتَ المحسنُ و انا المُسی ءُ بحقّ محمّدٍ و آلِ محّمدٍ صل عَلی محّمدِ و ال محّمدِ و تجاوَز عن قبیحِ ما تعلمُ منّی .یعنی ای خدائی که به بندگان احسان می کنی بندة گنهکار به در خانة تو آمده و تو امر کرده ای که نییکوکار از گنهکار بگذرد ، تو نیکو کاری و من گناهکار بحقّ محّمدٍ و آل محّمدٍ صلی اللهُ علیه و آله و سّلم .رحمت خود را بر محمد و آل محمد بفرست و از بدیها یی که می دانی از من سر زده . بگذر .
- [امام خمینی] مستحب است بعد از تکبیرة الاحرام بگوید: "یا محسن قد اتاک المسیی ء و قد امرت المحسن ان یتجاوز عن المسیی ء انت المحسن و انا المسیی ء بحق محمد و آل محمد صل علی محمد و آل محمد و تجاوز عن قبیح ما تعلم منی"، یعنی ای خدایی که به بندگان احسان می کنی، بنده گنهکار به در خانه تو آمده و تو امر کرده ای که نیکوکار از گنهکار بگذرد، تو نیکوکاری و من گناهکار، به حق محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم رحمت خود را بر محمد و آل محمد بفرست و از بدیهایی که می دانی از من سر زده بگذر.
- [آیت الله خوئی] مستحب است بعد از تکبیرة الاحرام بگوید:" یا محسن قد اتاک المسییء و قد امرت المحسن ان یتجاوز عن المسیء انت المحسن و انا المسیء بحق محمد و آل محمد صل علی محمد و آل محمد و تجاوز عن قبیح ما تعلم منی"، یعنی ای خدایی که به بندگان احسان میکنی بنده گنهکار به در خانه تو آمده و تو امر کردهای که نیکوکار از گنهکار بگذرد، تو نیکوکاری و من گناهکار، به حق محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم رحمت خود را بر محمد و آل محمد بفرست و از بدیهایی که میدانی از من سر زده بگذر.
- [آیت الله شبیری زنجانی] مستحب است قبل از تکبیرة الاحرام بگوید: (یا مُحْسِنُ قَدْ أَتَاکَ المُسیءُ وقَدْ أَمَرْتَ المُحْسِنَ أَنْ یَتَجاوَزَ عَنِ المُسِیءِ، أَنْتَ المُحْسِنُ وأَنا المُسِیءُ، بحقِّ مُحمَّدٍ و آل محمّد صَلِّ علی مُحمَّدٍ و آلِ مُحمَّدٍ وتَجاوَزْ عَنْ قَبِیحِ ما تَعْلَمُ مِنّی) یعنی ای خدایی که به بندگان احسان میکنی بنده گنهکار به در خانه تو آمده و تو امر کردهای که نیکوکار از گناهکار بگذرد، تو نیکوکاری و من گناهکار، به حق محمد و آل محمد رحمت خود را بر محمد و آل محمد بفرست و از بدیهایی که میدانی از من سرزده بگذر.
- [آیت الله مکارم شیرازی] مستحب است بعد از تکبیرة الاحرام به قصد رجاء این دعا را بخوانند: (یا محْسن قدْ اتاک الْمسیء و قدْ أمرْت الْمحْسن انْ یتجاوز عن الْمسیئ انت الْمحْسن و أنا الْمسیئ بحق محمد و آل محمد صل علی محمد و آل محمد و تجاوزْ عنْ قبیح ما تعْلم منی. یعنی: (ای خدای نیکوکار! بنده گنهکارت به در خانه تو آمده است تو امر کرده ای که نکوکار از گنهکار بگذرد،تو نیکو کاری و من گنهکارم، به حق محمد و آل محمد رحمتت را بر محمد و آل محمد بفرست و از کارهای زشتی که می دانی از من سرزده بگذر!)
- [آیت الله سیستانی] خوب است قبل از تکبیرة الاحرام به قصد رجأ بگوید : (یا مُحْسِنُ قَدْ اَتاکَ المُسِیءُ ، وَقَدْ اَمَرْتَ الُمحْسِنَ اَنْ یَتَجاوَزَ عَنِ المُسِیءِ ، اَنْتَ الُمحْسِنُ وَاَنَا المُسِیءُ ، بِحَقّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحمَّدٍ ، وَتَجاوَزْ عَنْ قَبِیحِ ما تَعْلَمُ مِنّی) یعنی : ای خدائی که به بندگان احسان میکنی ، بنده گنهکار به درِ خانه تو آمده ، و تو امر کردهای که نیکوکار از گناهکار بگذرد ، تو نیکوکاری و من گناهکار ، بحق محمّد و آل محمّد ، رحمت خود را بر محمّد و آل محمّد بفرست ، و از بدیهائی که میدانی از من سر زده بگذر .