حضرت زینب (س) با اینکه صاحب شوهر و خانه و زندگی و فرزند همراه امام حسین (ع) در واقعه عاشورا شرکت نمود٬ لذا برای برخی این سوال پیش آمده که آیا حضرت زینب از عبد الله اجازه گرفت و یا اینکه عبد الله حضرت را طلاق داد با اینکه در منابع تاریخی به هیچ کدام تصریح نشده لکن از برخی قراین و شواهد بر میآید که طلاقی صورت نگرفته است. به نظر می رسد این شبهه ریشه در این دارد که بعضی گمان کردهاند عبدالله با رفتن حضرت زینب(س) به کربلا موافق نبود، غافل از این که عبدالله نه تنها با همراهی حضرت زینب(س) با امام حسین (ع) مخالف نبود که حتی فرزندان خود (عون و محمد) را نیز به کربلا فرستاد و آن دو شهید شدند. از طرفی؛ نقلها و دلایلی وجود دارد که قضیه طلاق را تضعیف میکند؛ در اینجا به برخی از این نقلها و دلایل اشاره میشود: 1- طبق برخی از نقلها؛ حضرت زینب(س) بعد از بازگشت از شام با شوهرش عبدالله زندگی نمود: (در مدینه قحطی (سال مجاعه) پیش آمد. زینب همراه شوهرش عبد الله بن جعفر به شام کوچ کردند و قطعه زمینی داشتند. زینب در همانجا در سال 65 ه.ق درگذشت و در همان مکان دفن شد). منابعی به این موضوع اشاره کردهاند.[1] 2- همچنین عبدالله در خانهاش مجلسی عزا برپا کرد و پسر عموهایش و مردم به دیدار و تسلیت او میآمدند. عبد الله‌ رو به همنشینان خویش کرد و گفت: (خدای- عزّ و جلّ- [را در هر مصیبتی‌] حتی بر شهادت حسین(ع) حمد و سپاس میگویم، اگر با دستهایم به حسین کمک و یاری نکردهام لااقل دو فرزندم با او مواسات و یاری نمودهاند. به خدا سوگند، اگر نزدش حاضر بودم دوست میداشتم از او جدا نشوم تا در رکابش کشته شوم! به خدا چیزی که مرا وادار میکند از دو فرزندم دست کشیده، مصیبتشان را بر خود آسان سازم این است که آن دو در حال پایداری و یاری برادر و عمو زادهام حسین، از دست رفتهاند.[2]) اینکه عبدالله پسران خود را برای یاری امام حسین(ع) فرستاد و نیز این سخنان او نشانگر این است که او در دل، حسین(ع) را دوست داشته و از او رنجشی نداشته است، چنانکه در نامهاش، حسین بن علی(ع) را روشنایی زمین و چراغ رستگاران و امید مؤمنان میخواند[3]. بنا به نقل برخی گزارشها امام علی (ع) موقع اجرای عقد زینب و عبد الله با عبد الله شرط کردند که اگر زینب خواست همراه برادرش حسین به سفر رود مانع نشود.[4] هرچند که این گزارش در منابع کهن نیامده لکن برخی به آن استناد کردهاند. بنابر این، به نظر میرسد نظریه طلاق ، جز حدس و گمان نیست و مدرک قابل قبولی ندارد، و دیگر پژوهشگران تاریخی را نیز نیافتیم که این نظریه را تأیید کرده باشند. معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر: 1- زینب قهرمان دختر علی؛زینب بنت شاطی . 2- درکربلا چه گذشت؛شیخ عباس قمی. پی نوشتها: [1] - حسن خان، محمد، خیرات حسان، تهران، بینا، 1304ق. ج 2، ص 29، قمی، شیخ عباس، هدیة الزائرین و بهجة الناظرین، مؤسسه جهانی سبطین‌، قم، چاپ اول، 1383ش. ص 456 – 457، فرهنگ عاشورا، ص 217؛ جعفر شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا، ص 247. [2] - طبری، أبو جعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، تحقیق: ابراهیم، محمد أبو الفضل، ج ‌5، ص 466، دار التراث، بیروت، چاپ دوم، 1387ق. [3] - ابو مخنف کوفی، لوط بن یحیی، وقعة الطف، محقق و مصحح: یوسفی غروی، محمد هادی‌، ص 154، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ سوم، 1417ق؛ تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، ج ‌5، ص 387. [4] - علمای یحرین و قطیف٬ وفیات الائمه٬ بیروت دارالبلاغه٬ 1413ه. ص433. منبع:اندیشه قم
رفتن حضرت زینب به همراهی امام حسین چگونه بود آیا طلاق گرفت دقیقا با مستندات تاریخی جواب داده شود.
حضرت زینب (س) با اینکه صاحب شوهر و خانه و زندگی و فرزند همراه امام حسین (ع) در واقعه عاشورا شرکت نمود٬ لذا برای برخی این سوال پیش آمده که آیا حضرت زینب از عبد الله اجازه گرفت و یا اینکه عبد الله حضرت را طلاق داد با اینکه در منابع تاریخی به هیچ کدام تصریح نشده لکن از برخی قراین و شواهد بر میآید که طلاقی صورت نگرفته است. به نظر می رسد این شبهه ریشه در این دارد که بعضی گمان کردهاند عبدالله با رفتن حضرت زینب(س) به کربلا موافق نبود، غافل از این که عبدالله نه تنها با همراهی حضرت زینب(س) با امام حسین (ع) مخالف نبود که حتی فرزندان خود (عون و محمد) را نیز به کربلا فرستاد و آن دو شهید شدند.
از طرفی؛ نقلها و دلایلی وجود دارد که قضیه طلاق را تضعیف میکند؛ در اینجا به برخی از این نقلها و دلایل اشاره میشود:
1- طبق برخی از نقلها؛ حضرت زینب(س) بعد از بازگشت از شام با شوهرش عبدالله زندگی نمود: (در مدینه قحطی (سال مجاعه) پیش آمد. زینب همراه شوهرش عبد الله بن جعفر به شام کوچ کردند و قطعه زمینی داشتند. زینب در همانجا در سال 65 ه.ق درگذشت و در همان مکان دفن شد). منابعی به این موضوع اشاره کردهاند.[1]
2- همچنین عبدالله در خانهاش مجلسی عزا برپا کرد و پسر عموهایش و مردم به دیدار و تسلیت او میآمدند. عبد الله رو به همنشینان خویش کرد و گفت: (خدای- عزّ و جلّ- [را در هر مصیبتی] حتی بر شهادت حسین(ع) حمد و سپاس میگویم، اگر با دستهایم به حسین کمک و یاری نکردهام لااقل دو فرزندم با او مواسات و یاری نمودهاند. به خدا سوگند، اگر نزدش حاضر بودم دوست میداشتم از او جدا نشوم تا در رکابش کشته شوم! به خدا چیزی که مرا وادار میکند از دو فرزندم دست کشیده، مصیبتشان را بر خود آسان سازم این است که آن دو در حال پایداری و یاری برادر و عمو زادهام حسین، از دست رفتهاند.[2]) اینکه عبدالله پسران خود را برای یاری امام حسین(ع) فرستاد و نیز این سخنان او نشانگر این است که او در دل، حسین(ع) را دوست داشته و از او رنجشی نداشته است، چنانکه در نامهاش، حسین بن علی(ع) را روشنایی زمین و چراغ رستگاران و امید مؤمنان میخواند[3].
بنا به نقل برخی گزارشها امام علی (ع) موقع اجرای عقد زینب و عبد الله با عبد الله شرط کردند که اگر زینب خواست همراه برادرش حسین به سفر رود مانع نشود.[4] هرچند که این گزارش در منابع کهن نیامده لکن برخی به آن استناد کردهاند.
بنابر این، به نظر میرسد نظریه طلاق ، جز حدس و گمان نیست و مدرک قابل قبولی ندارد، و دیگر پژوهشگران تاریخی را نیز نیافتیم که این نظریه را تأیید کرده باشند.
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1- زینب قهرمان دختر علی؛زینب بنت شاطی .
2- درکربلا چه گذشت؛شیخ عباس قمی.
پی نوشتها:
[1] - حسن خان، محمد، خیرات حسان، تهران، بینا، 1304ق. ج 2، ص 29، قمی، شیخ عباس، هدیة الزائرین و بهجة الناظرین، مؤسسه جهانی سبطین، قم، چاپ اول، 1383ش. ص 456 – 457، فرهنگ عاشورا، ص 217؛ جعفر شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا، ص 247.
[2] - طبری، أبو جعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، تحقیق: ابراهیم، محمد أبو الفضل، ج 5، ص 466، دار التراث، بیروت، چاپ دوم، 1387ق.
[3] - ابو مخنف کوفی، لوط بن یحیی، وقعة الطف، محقق و مصحح: یوسفی غروی، محمد هادی، ص 154، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ سوم، 1417ق؛ تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، ج 5، ص 387.
[4] - علمای یحرین و قطیف٬ وفیات الائمه٬ بیروت دارالبلاغه٬ 1413ه. ص433.
منبع:اندیشه قم
- [آیت الله سبحانی] اگر عاقد بگوید انکحت موکلاتی فاطمه، زهرا، زینب لموکِلی احمد، علی، حسین یعنی قصد دارد فاطمه را به عقد احمد و زهرا به عقد علی و زینب را به عقد حسین درآورد آیا چنین عقدی صحیح است؟
- [سایر] چرا بسیاری از اهل بیت امام حسین (علیه السلام)مانند زینب و سکینه(علیها السلام)در سوریه مدفون اند؟
- [سایر] نقش حضرت زینب(علیها السلام) در قیام امام حسین(علیه السلام) چه بود؟
- [سایر] آیا صحت دارد که حضرت زینب سلام الله علیها در وداع با امام حسین علیه السلام زیر گلوی امام را بوسیدند؟
- [سایر] با توجه به عنایت امام حسین(علیه السلام) در روز عاشورا در مورد سعه ی صدر حضرت زینب(علیها السلام)، آیا صبر ایشان تکوینی و جبری نبود؟
- [سایر] باسلام آیا درست است که حضرت زینب(س) بعداز شهادت امام حسین(ع) چندین بار سرشو به محمل زد؟
- [سایر] آیا افرادی که خود را سگ امام حسین (ع) یا حضرت زینب (س) می دانند مرتکب گناه شده اند؟؟
- [سایر] آیا در قضیه سیلی خوردن، حضرت زهرا (س) همراه امام حسن (ع) بوده یا حضرت زینب؟
- [سایر] آیا در قضیه سیلی خوردن، حضرت زهرا (س) همراه امام حسن (ع) بوده یا حضرت زینب؟
- [سایر] سلام .آیا این درسته فرزندان حضرت علی و حضرت فاطمه چهار نفر بودن به نام های: امام حسن و امام حسین و حضرت زینب و حضرت محسن( که در شکم مادر سقط شدن) و حضرت ام کلثوم دختر حضرت علی از دیگر زنان ایشان بوده و یا اینکه لقب حضرت زینب است ؟تاریخ تولد حضرت ام کلثوم چه زمانی است و چرا در تقویم ایران نامی از تولد ایشان ثبت نشده؟
- [امام خمینی] اگر شوهر بخواهد صیغه طلاق خلع را بخواند، چنانچه اسم زن مثلا فاطمه باشد می گوید: "زوجتی فاطمة خالعتها علی ما بذلت هی طالق" یعنی زنم فاطمه را طلاق خلع دادم او رها است.
- [آیت الله سبحانی] اگر شوهر بخواهد صیغه طلاق خلع را بخواند، چنانچه اسم زن مثلاً فاطمه باشد می گوید: زَوْجَتِی فاطِمَةُ خلعتها عَلی ما بَذَلَتْ هِیَ طالِق (یعنی زنم فاطمه را طلاق خلع دادم او رها است).
- [آیت الله اردبیلی] اگر شوهر بخواهد خود صیغه طلاق را بخواند، چنانچه اسم زن مثلاً فاطمه باشد، میگوید: (زَوْجَتِی فاطِمَةُ خالَعْتُها عَلی ما بَذَلَتْ، هِیَ طالِقٌ) یعنی: (زنم فاطمه را در مقابل آنچه بخشید طلاق خلع دادم، او رهاست).
- [آیت الله بهجت] اگر شوهر بخواهد صیغه طلاق خُلع را بخواند، چنانچه اسم زن مثلاً فاطمه باشد میگوید: (زَوْجَتِی فاطِمَةُ خالَعْتُها عَلی ما بَذَلَتْ هِی طالِق)؛ یعنی: (زنم فاطمه را طلاق خُلع دادم، او رهاست).
- [آیت الله علوی گرگانی] اگر شوهر بخواهد صیغه طلاق را بخواند، چنانچه اسم زن مثلاً فاطمه باشد میگوید: )زَوْجَتی فاطِمَُْ خَلَعْتُها یا خالَعْتُها عَلی مابَذَلَتْ هِیَ طالِقٌ یا بگوید فاطِمَْ مُخْتَلَعٌَْ هِیَ طالِقٌ( یعنی زنم فاطمه را طلاق خلع دادم او رها شد.
- [آیت الله شبیری زنجانی] اگر شوهر بخواهد صیغه طلاق را بخواند باید زن را به گونهای مشخّص کند و چنانچه اسم زن مثلاً فاطمه باشد، میگوید: (زَوْجَتی فاطِمَةُ خَلَعْتُها عَلی ما بَذَلَتْ) و احتیاط مستحب آن است که پس از این عبارت صیغه طلاق را نیز ضمیمه کند، مثلاً بگوید: (هی طالق)، یا (فهی طالق). (یعنی زنم فاطمه را در مقابل چیزی که بذل نموده طلاق خلع دادم).
- [آیت الله فاضل لنکرانی] در صیغه طلاق مبارات نیز مثل خلع باید اول زن مهریه خودش را به شوهر ببخشد تا شوهر او را طلاق دهد و حتی می تواند به فارسی بگوید: (مهریه خودم را به تو بخشیدم تا مرا طلاق دهی). اگر شوهر بخواهد صیغه مبارات را بخواند چنانچه مثلا اسم زن فاطمه باشد، باید بگوید: بارَأْتُ زَوْجَتِی فاطِمَةَ عَلی مَهْرِها فَهِیَ طالِق یعنی مبارات کردم زنم فاطمه را در مقابل مهر او پس او رها است و اگر دیگری را وکیل کند، وکیل باید بگوید: بارَأْتُ زَوْجَةَ مُوَکِّلی فاطِمَةَ عَلی مَهْرِها فَهِیَ طالِقٌ و در هر دو صورت اگر به جای کلمه (عَلی مَهْرِها) (بِمَهْرها) بگوید اشکال ندارد.
- [آیت الله وحید خراسانی] اگر خود شوهر بخواهد صیغه طلاق خلع را بخواند چنانچه اسم زن مثلا فاطمه باشد پس از بذل می گوید زوجتی فاطمه خلعتها علی ما بذلت یعنی زنم فاطمه را در مقابل چیزی که بذل نموده طلاق خلع دادم و بنابر احتیاط مستحب بعد از جمله مشتمل بر خلع هی طالق هم بگوید و در صورتی که زن معین باشد بردن نامش لازم نیست
- [آیت الله صافی گلپایگانی] . اگر خود شوهر بخواهد صیغه طلاق را بخواند، چنانچه اسم زن مثلاً فاطمه باشد، پس از بذل میگوید: زَوْجَتِی فَاطِمَةُ خالَعْتُها عَلی ما بَذَلَتْ هی طَالِق زنم فاطمه را در مقابل چیزی که بذل نموده طلاق خلع دادم او رها است
- [آیت الله سیستانی] اگر خود شوهر بخواهد صیغه طلاق خلع را بخواند ، چنانچه اسم زن مثلاً فاطمه باشد ، پس از بذل میگوید : (زَوْجَتِی فاطِمَةُ خَلَعْتُها عَلی ما بَذَلَتْ) و بنابر احتیاط مستحب نیز بگوید : (فَهِیَ طالِقٌ) یعنی زنم فاطمه را در مقابل چیزی که بذل نموده طلاق خلع دادم او رها است . و در صورتی که زن معیّن باشد ، بردن نامش لازم نیست ، و همچنین در مبارات .