چند نکته قابل توجه است: 1. قانون عمومی "علیت" مورد تصدیق قرآن کریم است یعنی تمامی پدیدههای این عالم، معلول علت و یا علتهای گوناگونی میباشند; البته این مطلب، از آیات بسیاری که در موارد مختلف وارد شده استفاده میگردد، مثلاً آیاتی که دلالت دارد بر حرکت ابرها بر اثر وزش باد، ریزش باران به وسیله ابرها و زنده شدن زمین بر اثر باران و روئیدن گیاهان و روزی گرفتن انسان در اثر آن میفرماید: "خداوند کسی است که بادها را فرستاد تا ابرهایی را به حرکت در آورند; سپس ما این ابرها را به سوی زمین مردهای راندیم و به وسیلة آن زمین را پس از مردنش زنده میکنیم; رستاخیز نیز همین گونه است."(ملاحظه کنید آیاتی نظیر: یونس، 22; حجر، 22; روم، 46و48.)(فاطر، 9) همچنین است حرکت کشتیها به وسیله جریان باد و یا روشنی جهان به وسیله خورشید و نظیر این موضوعات، که هر کس اطلاعات مختصری از قرآن داشته باشد، این آیات را دیده و قانون عمومی علیت را تصدیق میکند. 2. زمام علیت تمام علل به دست خداست، و به هر طرف که بخواهد، بنابر حکمت خویش آن را میبرد. یعنی از روابط حقیقی موجودات و علل واقعی آن تنها خداوند خبر دارد، و این مطلب را میتوان از آیات "قدر" نیز استفاده کرد، میفرماید: "و خزائن همه چیز، تنها نزد ماست; ولی ما جز به اندازه معین، آن را نازل نمیکنیم." (حجر، 21) و یا در آیهای دیگر میفرماید: "هیچ مصیبتی (ناخواسته) در زمین و نه در وجود شما روی نمیدهد، مگر اینکه همة آنها قبل از آنکه زمین را بیافرینیم در لوح محفوظ ثبت است، و این امر برای خدا آسان است."(تفسیر المیزان، علامه طباطبائی;، ج 1، ص 74، انتشارات اسماعیلیان / ر.ک: ترجمة المیزان، ترجمة آیةالله مکارم شیرازی، ج 1، ص 92، بنیاد علمی و فکری علامه طباطبائی.)(حدید، 22) 3. دنیا دار اختیار است، و در این جهان، سعادت حقیقی انسان جزء از راه اختیار بدست نمیآید، خود انسان باید موجبات سعادت و نیکبختی و یا زیان و بدبختی خود را فراهم آورد، و هر یک از این دو را که اختیار کند، خداوند متعال همان را برای او امضا میکند; چنانکه میفرماید: "ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر باشد (و پذیرا گردد) یا ناسپاس"(انسان، 3) همچنان که فرمود: "وَ أَن لَّیْسَ لِلاْ سًِنسََنِ إِلآ مَا سَعَیَ # وَ أَنَّ سَعْیَهُو سَوْفَ یُرَیَ ;(نجم،39و40) و این که برای انسان بهرهای جز سعی و کوشش او نیست و اینکه تلاش او بزودی دیده میشود." پس آدمی را حاصلی جز نتیجة تلاش و عملش نیست.(تفسیر المیزان، همان، ج 7، ص 293 / ر.ک: ترجمة المیزان، ترجمة سیدمحمدباقر موسوی همدانی، ج 7، ص 32 / تفسیر نمونه، آیتالله مکارم شیرازی و دیگران، ج 12، ص 537، دارالکتب الاسلامیة.) نتیجه این نکات این که: نظام هستی، نظام علت و معلول است و چیزی از روی بخت و اقبال و یا شانس و اتفاق نه پدید میآید و نه از بین میرود و در این جهان هر رویدادی محتاج به علت فاعلی است و علت نهایی همه علل، خداوند متعال و قدرت اوست که حاکم بر همه جهان است; ولکن چون اصولاً انسان نمیتواند در برابر علل حوادث بیتفاوت بماند، سرانجام باید برای هر حادثهای علتی را جستجو کند، حال اگر خداپرست و موحّد باشد و علل حوادث را به ذات پاک او که طبق حکمتش همه چیز را روی حساب انجام میدهد، بازگرداند و تکیه بر علم او کند، مشکل او حل شده است و گرنه یک سلسله علل خرافی و موهوم که هیچ اساسی ندارد را برای آنها میتراشد که مسئله موهوم "بخت"، "شانس" و یا "طالع" و "فال"، یکی از روشنترین آنها است و در قرآن در موارد بسیاری این مطلب مطرح شده است که مشرکان خرافی در برابر پیامبران الهی به این حربه و علل واهی متوسل میشدند ولی قرآن کریم در یک جمله میفرماید: "طَائرُکُمْ عِندَ اللَّهِ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُون;(نمل،47) فال (نیک و) بد شما نزد خداست (و همه مقدرات به قدرت او تعیین میگردد); بلکه شما گروهی هستید فریب خورده." آری بخت و شانس و طالع، پیروزی و شکست و ناکامی، همه نزد خداست خدائی که حکیم است و مواهبش را بر طبق شایستگی ها تقسیم میکند، شایستگی هایی که بازتاب ایمان و عمل و کردار خود انسانها است.(ر.ک: تفسیر نمونه، همان، ج 15، ص 491.) eporsesh.com
آیا قرآن کریم به وجود "شانس" صحّه میگذارد؟
چند نکته قابل توجه است:
1. قانون عمومی "علیت" مورد تصدیق قرآن کریم است یعنی تمامی پدیدههای این عالم، معلول علت و یا علتهای گوناگونی میباشند; البته این مطلب، از آیات بسیاری که در موارد مختلف وارد شده استفاده میگردد، مثلاً آیاتی که دلالت دارد بر حرکت ابرها بر اثر وزش باد، ریزش باران به وسیله ابرها و زنده شدن زمین بر اثر باران و روئیدن گیاهان و روزی گرفتن انسان در اثر آن میفرماید: "خداوند کسی است که بادها را فرستاد تا ابرهایی را به حرکت در آورند; سپس ما این ابرها را به سوی زمین مردهای راندیم و به وسیلة آن زمین را پس از مردنش زنده میکنیم; رستاخیز نیز همین گونه است."(ملاحظه کنید آیاتی نظیر: یونس، 22; حجر، 22; روم، 46و48.)(فاطر، 9) همچنین است حرکت کشتیها به وسیله جریان باد و یا روشنی جهان به وسیله خورشید و نظیر این موضوعات، که هر کس اطلاعات مختصری از قرآن داشته باشد، این آیات را دیده و قانون عمومی علیت را تصدیق میکند.
2. زمام علیت تمام علل به دست خداست، و به هر طرف که بخواهد، بنابر حکمت خویش آن را میبرد. یعنی از روابط حقیقی موجودات و علل واقعی آن تنها خداوند خبر دارد، و این مطلب را میتوان از آیات "قدر" نیز استفاده کرد، میفرماید: "و خزائن همه چیز، تنها نزد ماست; ولی ما جز به اندازه معین، آن را نازل نمیکنیم." (حجر، 21) و یا در آیهای دیگر میفرماید: "هیچ مصیبتی (ناخواسته) در زمین و نه در وجود شما روی نمیدهد، مگر اینکه همة آنها قبل از آنکه زمین را بیافرینیم در لوح محفوظ ثبت است، و این امر برای خدا آسان است."(تفسیر المیزان، علامه طباطبائی;، ج 1، ص 74، انتشارات اسماعیلیان / ر.ک: ترجمة المیزان، ترجمة آیةالله مکارم شیرازی، ج 1، ص 92، بنیاد علمی و فکری علامه طباطبائی.)(حدید، 22)
3. دنیا دار اختیار است، و در این جهان، سعادت حقیقی انسان جزء از راه اختیار بدست نمیآید، خود انسان باید موجبات سعادت و نیکبختی و یا زیان و بدبختی خود را فراهم آورد، و هر یک از این دو را که اختیار کند، خداوند متعال همان را برای او امضا میکند; چنانکه میفرماید: "ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر باشد (و پذیرا گردد) یا ناسپاس"(انسان، 3) همچنان که فرمود: "وَ أَن لَّیْسَ لِلاْ سًِنسََنِ إِلآ مَا سَعَیَ # وَ أَنَّ سَعْیَهُو سَوْفَ یُرَیَ ;(نجم،39و40) و این که برای انسان بهرهای جز سعی و کوشش او نیست و اینکه تلاش او بزودی دیده میشود." پس آدمی را حاصلی جز نتیجة تلاش و عملش نیست.(تفسیر المیزان، همان، ج 7، ص 293 / ر.ک: ترجمة المیزان، ترجمة سیدمحمدباقر موسوی همدانی، ج 7، ص 32 / تفسیر نمونه، آیتالله مکارم شیرازی و دیگران، ج 12، ص 537، دارالکتب الاسلامیة.)
نتیجه این نکات این که: نظام هستی، نظام علت و معلول است و چیزی از روی بخت و اقبال و یا شانس و اتفاق نه پدید میآید و نه از بین میرود و در این جهان هر رویدادی محتاج به علت فاعلی است و علت نهایی همه علل، خداوند متعال و قدرت اوست که حاکم بر همه جهان است; ولکن چون اصولاً انسان نمیتواند در برابر علل حوادث بیتفاوت بماند، سرانجام باید برای هر حادثهای علتی را جستجو کند، حال اگر خداپرست و موحّد باشد و علل حوادث را به ذات پاک او که طبق حکمتش همه چیز را روی حساب انجام میدهد، بازگرداند و تکیه بر علم او کند، مشکل او حل شده است و گرنه یک سلسله علل خرافی و موهوم که هیچ اساسی ندارد را برای آنها میتراشد که مسئله موهوم "بخت"، "شانس" و یا "طالع" و "فال"، یکی از روشنترین آنها است و در قرآن در موارد بسیاری این مطلب مطرح شده است که مشرکان خرافی در برابر پیامبران الهی به این حربه و علل واهی متوسل میشدند ولی قرآن کریم در یک جمله میفرماید: "طَائرُکُمْ عِندَ اللَّهِ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُون;(نمل،47) فال (نیک و) بد شما نزد خداست (و همه مقدرات به قدرت او تعیین میگردد); بلکه شما گروهی هستید فریب خورده."
آری بخت و شانس و طالع، پیروزی و شکست و ناکامی، همه نزد خداست خدائی که حکیم است و مواهبش را بر طبق شایستگی ها تقسیم میکند، شایستگی هایی که بازتاب ایمان و عمل و کردار خود انسانها است.(ر.ک: تفسیر نمونه، همان، ج 15، ص 491.)
eporsesh.com
- [سایر] اولین کسی که قرآن کریم را با "صوت" تلاوت کرد، چه کسی بود؟
- [سایر] چرا قرآن کریم می فرماید: "انسانها از روی ظن و گمان قضاوت نکنند"؟
- [سایر] قرآن کریم چند "بسم اللّه الرحمن الرحیم" دارد؟ گاهی گفته میشود 114 و گاهی گفته میشود 115، کدام صحیح است؟
- [سایر] چرا سوره بقره را "سیدسوره های قرآن" و آیةالکرسی را "سید آیه های قرآن" نامیده اند؟
- [سایر] آیا "اعوذ بالله من الشیطان الرجیم" و "بسم اللّه الرحمن الرحیم" از آیههای قرآن مجیدند؟
- [سایر] منظور از اصطلاح "تواتر قرائات" در قرآن چیست؟
- [سایر] در مورد "سکت" در قرآن توضیح دهید؟
- [سایر] نظر قرآن درباره نزول سوره "اسرأ" چیست؟
- [سایر] معنای کلمه مبارک "علی" چیست؟ و چند بار در قرآن آمده است؟ و علی در قرآن نام کیست؟
- [سایر] چرا خداوند متعال در قرآن اسم پیامبر اکرمرا یک جا "محمد" و جای دیگر "احمد" ذکر کرده است؟
- [امام خمینی] امانتدار و کسی که مال را امانت میگذارد، باید هر دو بالغ و عاقل باشند، پس اگر انسان مالی را پیش بچه یا دیوانه امانت بگذارد، یا دیوانه و بچه، مالی را پیش کسی امانت بگذارند صحیح نیست.
- [امام خمینی] جایز نیست برای طلاب علوم دینیه دخول در مدارس که بعض معممین و ائمه جماعت از طرف دولت جائر و یا با اشاره دولت تصدی نمودهاند چه برنامه تحصیلی از طرف دولت جائر باشد یا از طرف این نحو متصدیان که عمّال دولت جائر هستند، زیرا در این امور نقشه محو آثار اسلام و احکام قرآن کریم کشیده شده است.
- [امام خمینی] چیزی را که انسان پیش طلبکار گرو میگذارد، باید پیش او بماند که اگر طلب او را ندهد طلب خود را از آن به دست آورد، پس اگر پیش از آن که طلب او را بدهد آن چیز را از او بگیرد، حق او را غصب کرده است.
- [امام خمینی] اگر مالی را که قرار میگذارد بدهد معین کند مثلًا بگوید هر کس اسب مرا پیدا کند، این گندم را به او میدهم، لازم نیست بگوید آن گندم مال کجاست و قیمت آن چیست ولی اگر مال را معین نکند مثلًا بگوید کسی که اسب مرا پیدا کند ده من گندم به او میدهم، باید خصوصیات آن را کاملًا معین نماید.
- [امام خمینی] قوانین و مصوباتی که از مجالس قانونگذاری دولتهای جائر به امر عمال اجانب خَذَلَهم اللَّه تعالی بر خلاف صریح قرآن کریم و سنّت پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم میگذرد و گذشته است، از نظر اسلام لغو و از نظر قانون بیارزش است، و لازم است مسلمانها از امرکننده و رأیدهنده به هر طور ممکن است اعراض کنند، و با آنها معاشرت و معامله نکنند، و آنان مجرمند و عملکننده به رأی آنها معصیت کار و فاسق است.
- [آیت الله اردبیلی] صدقه دادن که یک اقدام خالصانه و صادقانه میباشد، مورد سفارش قرآن کریم و احادیث فراوان قرار گرفته و موجب خیر و برکت در زندگی، دفع بلا و مرگهای ناگهانی و شفای بیماران میشود و همان طور که پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرموده: (کلّ معروف صدقه)(1) یعنی هر کار خیر و پسندیدهای، صدقه محسوب میشود و اقداماتی که موجب هدایت گمراهان، حمایت نیازمندان و عمران و آبادانی مادی و معنوی جامعه گردد، ماندگارتر و مفیدتر میباشد.
- [آیت الله مظاهری] دادن قرآن به کافر مانعی ندارد مگر آنکه بیاحترامی به قرآن یا اسلام باشد.
- [آیت الله بروجردی] دادن قرآن به کافر حرام و گرفتن قرآن از او واجب است.
- [آیت الله فاضل لنکرانی] باید از دادن قرآن به کافر خودداری کنند، و اگر قرآن در دست اوست در صورت امکان از او بگیرند ولی چنانچه مقصود از دادن قرآن و یا داشتن قرآن تحقیق و مطالعه در دین باشد و نیز انسان بداند که کافری که محکوم به نجاست است با دست تر قرآن را لمس نمی کند اشکالی ندارد.
- [آیت الله شبیری زنجانی] اگر جلد قرآن نجس شود در صورتی که بیاحترامی به قرآن باشد، باید آن را آب بکشند.