بدون شک یکی از اشخاص تأثیرگذار بعد از واقعه عاشورا و رساندن پیام قیام امام حسین علیه السلام به مناطق مختلف، از بیدار کردن مردم کوفه که از خواب غفلت و لرزاندن پایه های کاخ استبداد یزید، حضرت زینب سلام الله علیها بود. حضرت زینب به حکم تکلیف الهی و اطاعت از فرمان امام و نیز عشق به برادر با فرزندان خود همراه امام حسین علیه السلام به کربلا آمده و به کمک و دلداری اهلبیت علیهم السلام پرداخت. او در روز عاشورا، شاهد شهادت فرزند، برادران و سایر بستگان خویش بود و پس از آن با اسارت خاندان رسول صلی الله علیه و آله سرپرستی کاروان اسرای اهلبیت علیهم السلام را بر عهده گرفت و در کوفه و شام و در مجلس ابن زیاد و یزید با سخنانش، فساد بنی امیه و جنایت هایشان را بر همگان روشن و نام عاشورا و اهداف نهضت امام حسین علیه السلام را برای همیشه در اذهان مردم تثبیت کرد. حضرت زینب سلام الله علیها به رغم اسارت و داغدیدگی، از هر فرصتی که پیش می آمد بهترین استفاده را می کرد. وقتی که اسرا را وارد شهر کوفه کردند دشمن، کوشیده بود که با حضور مردم در کوچه ها و خیابان های کوفه، امام را به عنوان کسی که بر ضد حاکم وقت شورش کرده معرفی کند و به نوعی پیروزی خود را جشن بگیرد؛ اما وقتی حضرت زینب سلام الله علیها دید که مردم جمع شدند و جشن و شادی می کنند به مردم اشاره کردند و با دست خود به مردم فهماند که می خواهد صحبت کند. لذا آنها که اطراف کجاوه حضرت جمع شده بودند ساکت شدند و شاید از سر کنجکاوی سکوت را بیشتر رعایت کردند تا ببینند که این خانم اسیر چه چیزی را می خواهد بگوید. لذا سکوت مطلق حاکم شد حتی صدای زنگ چهارپایان نیز خاموش شد و نفس ها در سینه حبس گردید.1[1] از آنجا که زمان حضرت زینب سلام الله علیها مثل دوره ما نبوده و از لوازم صوتی خبری نبود، لذا تا جایی که صدای حضرت می رسید مردم جمع شده بودند و از طرفی هم حضرت، سعی می کردند همه حاضرین، صدای ایشان را بشنوند. به همین خاطر ابتدا امر به سکوت دادند. بعد از آن شروع به حمد و سپاس و ستایش خداوند نمودند و به حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم دورد و سلام فرستادند. بعد شروع به مذمت و ملامت مردم کوفه نمودند. بشیر بن خزیم اسدی می گوید: زینب دختر علی علیه السلام را در آن روز دیدم، به خدا سوگند زن باحیایی تا آن روز سخنورتر از او ندیدم، گویا که کلمات را با زبان گویای امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام جاری می کرد[2]. حضرت زینب سلام الله علیها ، این خطبه آتشین را آن چنان عالی و کوبنده و با صدای رسا بیان کرد که گویا علی علیه السلام در مسجد کوفه خطبه می خواند. کلمات زینب، گویی جریان مذاب آتش بود که از قلب پردود آتشفشان سر می کشید و آن چنان در شنوندگان تأثیر گذاشت که نوشته اند: به خدا قسم در آن روز مردم کوفه را دیدم که بهت زده و اشک می ریختند و از شدت اندوه، دست ها بر دهان گرفته و انگشت خود را می گزیدند.[3] آری، دشمن می خواست با کشتن امام حسین علیه السلام و به اسارت گرفتن اهلبیت او و گرداندن شهر به شهر اسراء، پیروزی ظاهری خود را جشن بگیرد اما اراده خداوند، سرنوشت دیگری را رقم زد. چرا که بی گمان خواست خداوند در این بود که حضرت زینب سلام الله علیها آنچنان محکم و استوار و با صدای رسا خطبه بخوانند تا مردم به هوش آیند و تصور کنند که علی بن ابی طالب علیه السلام خطبه می خواند. چرا که خداوند می فرماید: آنها می خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند؛ ولی خدا جز این نمی خواهد که نور خدا را کامل کند. هر چند کافران ناخشنود باشند.[4] بی شک آنها که نزدیک بودند سخنان حضرت زینب سلام الله علیها را با گوش های خود شنیدند اما آنها که دور بودند و صدای حضرت به آنها نمی رسید از سر کنجکاوی، از دیگران که شنیده بودند سؤالاتی می نمودند. حضرت زینب سلام الله علیها تنها به خطبه خواندن و مذمت کوفیان اکتفا نکرد بلکه بعد از سکوت مرگباری که در پی سخنان آن حضرت بر مردم کوفه سایه افکنده بود و غیر از اشک و آه و هق هق گریه چیزی شنیده نمی شد، به عزاداری پرداخت. ایشان در حالی که در محمل نشسته بود با لحن بسیار سوزناکی، مرثیه زیر را سرود: "شما به پیامبر خدا چه جوابی خواهید داد؟ آن گاه که سؤال کنند: شما به عنوان آخرین امت با اهلبیت و فرزندان و عزیزان من چه کردید؟ در حالی که عده ای از آنان اسیر، و عده ای دیگر کشته و به خون غلتیده اند؟ این پاداش من نبود... که با فرزندان و قوم و خویشان من این گونه رفتار کنید".[5] بشیر می گوید: در میان جمعیت ایستاده بودم. از میان جمعیت پیرمردی در کنار من ایستاده بود و می گریست. چنان که محاسن او از اشک، تر شده بود او می گفت: پدر و مادرم فدای شما باد! پیران شما بهترین پیران، جوانان شما بهترین جوانان، زنان شما بهترین زنان و نسل شما بهترین نسل است هرگز خوار نشده پذیرای شکست نمی گردید.[6] در مواردی دیگر مثل مجلس ابن زیاد و یا مجلس یزید که به مراتب می توان گفت خلوت تر از شهر کوفه بودند حضرت زینب سلام الله علیها و همچنین امام سجاد علیه السلام و دیگر بانوان به افشاگری علیه یزید و اقدامات او نمودند و پیام عاشورا را به بهترین شکل رساندند. همان طور که قبلاً هم اشاره شد بی گمان اراده خداوند در این بود که کلام حضرت زینب سلام الله علیها به مردم برسد چنانچه شنونده می گوید گویا کلام امام علی علیه السلام بود که از زبان زینب جاری می شد. اگر خواست خدا نبود چطور ممکن بود زنی که با این همه داغدیدگی بتواند چنان پر صلابت سخنرانی کند. معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر: 1 زندگانی حضرت زینب، محمد کاظم قزوینی. 2 فرهنگ عاشورا، جواد محدثی. 3 نگاهی نو به جریان عاشورا، جمعی از نویسندگان. پی نوشتها: [1] . طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج، منشورات دار النعمان، بی تا، ج2، ص29. [2] . مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1403ق، ج45، ص163 [3] . سید بن طاووس، اللهوف، 1417ق، ص87. [4] . توبه / 32. [5] . طبرسی، همان، ج2، ص31. [6] . مجلسی، همان، ج45، ص164. منبع: اندیشه قم
با وجود نبود امکاناتی مانند بلندگو ومانند آن در شهر بزرگی چون کوفه واجتماع مردم صدای حضرت زینب که یک زن است چگونه به گوش مردم رسید؟
بدون شک یکی از اشخاص تأثیرگذار بعد از واقعه عاشورا و رساندن پیام قیام امام حسین علیه السلام به مناطق مختلف، از بیدار کردن مردم کوفه که از خواب غفلت و لرزاندن پایه های کاخ استبداد یزید، حضرت زینب سلام الله علیها بود. حضرت زینب به حکم تکلیف الهی و اطاعت از فرمان امام و نیز عشق به برادر با فرزندان خود همراه امام حسین علیه السلام به کربلا آمده و به کمک و دلداری اهلبیت علیهم السلام پرداخت.
او در روز عاشورا، شاهد شهادت فرزند، برادران و سایر بستگان خویش بود و پس از آن با اسارت خاندان رسول صلی الله علیه و آله سرپرستی کاروان اسرای اهلبیت علیهم السلام را بر عهده گرفت و در کوفه و شام و در مجلس ابن زیاد و یزید با سخنانش، فساد بنی امیه و جنایت هایشان را بر همگان روشن و نام عاشورا و اهداف نهضت امام حسین علیه السلام را برای همیشه در اذهان مردم تثبیت کرد.
حضرت زینب سلام الله علیها به رغم اسارت و داغدیدگی، از هر فرصتی که پیش می آمد بهترین استفاده را می کرد. وقتی که اسرا را وارد شهر کوفه کردند دشمن، کوشیده بود که با حضور مردم در کوچه ها و خیابان های کوفه، امام را به عنوان کسی که بر ضد حاکم وقت شورش کرده معرفی کند و به نوعی پیروزی خود را جشن بگیرد؛ اما وقتی حضرت زینب سلام الله علیها دید که مردم جمع شدند و جشن و شادی می کنند به مردم اشاره کردند و با دست خود به مردم فهماند که می خواهد صحبت کند. لذا آنها که اطراف کجاوه حضرت جمع شده بودند ساکت شدند و شاید از سر کنجکاوی سکوت را بیشتر رعایت کردند تا ببینند که این خانم اسیر چه چیزی را می خواهد بگوید. لذا سکوت مطلق حاکم شد حتی صدای زنگ چهارپایان نیز خاموش شد و نفس ها در سینه حبس گردید.1[1]
از آنجا که زمان حضرت زینب سلام الله علیها مثل دوره ما نبوده و از لوازم صوتی خبری نبود، لذا تا جایی که صدای حضرت می رسید مردم جمع شده بودند و از طرفی هم حضرت، سعی می کردند همه حاضرین، صدای ایشان را بشنوند. به همین خاطر ابتدا امر به سکوت دادند. بعد از آن شروع به حمد و سپاس و ستایش خداوند نمودند و به حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم دورد و سلام فرستادند. بعد شروع به مذمت و ملامت مردم کوفه نمودند.
بشیر بن خزیم اسدی می گوید: زینب دختر علی علیه السلام را در آن روز دیدم، به خدا سوگند زن باحیایی تا آن روز سخنورتر از او ندیدم، گویا که کلمات را با زبان گویای امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام جاری می کرد[2].
حضرت زینب سلام الله علیها ، این خطبه آتشین را آن چنان عالی و کوبنده و با صدای رسا بیان کرد که گویا علی علیه السلام در مسجد کوفه خطبه می خواند. کلمات زینب، گویی جریان مذاب آتش بود که از قلب پردود آتشفشان سر می کشید و آن چنان در شنوندگان تأثیر گذاشت که نوشته اند: به خدا قسم در آن روز مردم کوفه را دیدم که بهت زده و اشک می ریختند و از شدت اندوه، دست ها بر دهان گرفته و انگشت خود را می گزیدند.[3]
آری، دشمن می خواست با کشتن امام حسین علیه السلام و به اسارت گرفتن اهلبیت او و گرداندن شهر به شهر اسراء، پیروزی ظاهری خود را جشن بگیرد اما اراده خداوند، سرنوشت دیگری را رقم زد. چرا که بی گمان خواست خداوند در این بود که حضرت زینب سلام الله علیها آنچنان محکم و استوار و با صدای رسا خطبه بخوانند تا مردم به هوش آیند و تصور کنند که علی بن ابی طالب علیه السلام خطبه می خواند. چرا که خداوند می فرماید: آنها می خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند؛ ولی خدا جز این نمی خواهد که نور خدا را کامل کند. هر چند کافران ناخشنود باشند.[4]
بی شک آنها که نزدیک بودند سخنان حضرت زینب سلام الله علیها را با گوش های خود شنیدند اما آنها که دور بودند و صدای حضرت به آنها نمی رسید از سر کنجکاوی، از دیگران که شنیده بودند سؤالاتی می نمودند.
حضرت زینب سلام الله علیها تنها به خطبه خواندن و مذمت کوفیان اکتفا نکرد بلکه بعد از سکوت مرگباری که در پی سخنان آن حضرت بر مردم کوفه سایه افکنده بود و غیر از اشک و آه و هق هق گریه چیزی شنیده نمی شد، به عزاداری پرداخت. ایشان در حالی که در محمل نشسته بود با لحن بسیار سوزناکی، مرثیه زیر را سرود:
"شما به پیامبر خدا چه جوابی خواهید داد؟ آن گاه که سؤال کنند: شما به عنوان آخرین امت با اهلبیت و فرزندان و عزیزان من چه کردید؟ در حالی که عده ای از آنان اسیر، و عده ای دیگر کشته و به خون غلتیده اند؟ این پاداش من نبود... که با فرزندان و قوم و خویشان من این گونه رفتار کنید".[5]
بشیر می گوید: در میان جمعیت ایستاده بودم. از میان جمعیت پیرمردی در کنار من ایستاده بود و می گریست. چنان که محاسن او از اشک، تر شده بود او می گفت: پدر و مادرم فدای شما باد! پیران شما بهترین پیران، جوانان شما بهترین جوانان، زنان شما بهترین زنان و نسل شما بهترین نسل است هرگز خوار نشده پذیرای شکست نمی گردید.[6]
در مواردی دیگر مثل مجلس ابن زیاد و یا مجلس یزید که به مراتب می توان گفت خلوت تر از شهر کوفه بودند حضرت زینب سلام الله علیها و همچنین امام سجاد علیه السلام و دیگر بانوان به افشاگری علیه یزید و اقدامات او نمودند و پیام عاشورا را به بهترین شکل رساندند.
همان طور که قبلاً هم اشاره شد بی گمان اراده خداوند در این بود که کلام حضرت زینب سلام الله علیها به مردم برسد چنانچه شنونده می گوید گویا کلام امام علی علیه السلام بود که از زبان زینب جاری می شد. اگر خواست خدا نبود چطور ممکن بود زنی که با این همه داغدیدگی بتواند چنان پر صلابت سخنرانی کند.
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1 زندگانی حضرت زینب، محمد کاظم قزوینی.
2 فرهنگ عاشورا، جواد محدثی.
3 نگاهی نو به جریان عاشورا، جمعی از نویسندگان.
پی نوشتها:
[1] . طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج، منشورات دار النعمان، بی تا، ج2، ص29.
[2] . مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1403ق، ج45، ص163
[3] . سید بن طاووس، اللهوف، 1417ق، ص87.
[4] . توبه / 32.
[5] . طبرسی، همان، ج2، ص31.
[6] . مجلسی، همان، ج45، ص164.
منبع: اندیشه قم
- [سایر] چرا برخی علما میگویند به حضرت زینب نگویید (زینب مضطر)؛ چرا که زینب مضطر نبوده در حالی که در دعای ندبه میخوانیم (أین المضطر الذی یجاب اذا دعا)؟
- [سایر] با عرض سلام جریان خواستگاری عبدالله بن جعفر از حضرت زینب سلام الله علیها چه بود؟ و شروط حضرت زینب سلام الله علیها برای ازدواج چه بود؟
- [سایر] چرا نام حضرت زینب(س) به عنوان یکی از چهار زن برتر عالم از زبان پیغمبر نمی باشد؟ آیا حضرت مریم برتر از حضرت زینب (س) می باشند؟
- [سایر] آیا حضرت زینب (سلام الله علیها) زیارت نامه دارد؟
- [آیت الله سبحانی] اگر عاقد بگوید انکحت موکلاتی فاطمه، زهرا، زینب لموکِلی احمد، علی، حسین یعنی قصد دارد فاطمه را به عقد احمد و زهرا به عقد علی و زینب را به عقد حسین درآورد آیا چنین عقدی صحیح است؟
- [سایر] حضرت زینب(س) در روز عاشورا چند ساله بوده است؟ آیا حضرت زینب(س) فرزندی هم داشت؟
- [سایر] شنیدهام حضرت زهرا یا حضرت زینب -سلام الله علیهما- در سخنرانیشان برای اینکه صدای اصلیشان پیش نامحرمان شناخته نشود ریگ در دهانشان میگذاشتند. این درست است یانه؟ اگر درست است سند را ذکر بفرمایید.
- [سایر] حضرت زینب چند سال عمر کردند؟
- [سایر] زینب تایلور از استرالیا چگونه شیعه شد؟
- [آیت الله مکارم شیرازی] اگر زن عادت ماهانه باشد آیا می تواند وارد حرم حضرت زینب (سلام الله علیها) بشود؟
- [آیت الله سبحانی] طلاق باید به صیغه عربی صحیح خوانده شود و دو مرد عادل آن را بشنوند و اگر خود شوهر بخواهد صیغه طلاق را بخواند و اسم زن او مثلاً فاطمه باشد، باید بگوید: زَوْجَتِی فاطِمَهُ طالِق یعنی زن من فاطمه رها است و اگر دیگری را وکیل کند آن وکیل باید بگوید: زَوْجَةُ مَوَکِّلِی فاطِمَةُ طالِق.
- [آیت الله فاضل لنکرانی] طلاق باید به صیغه عربی صحیح و به کلمه (طالق) خوانده شود و دو مرد عادل آن را بشنوند و اگر خود شوهر بخواهد صیغه طلاق را بخواند و اسم زن او مثلا فاطمه باشد باید بگوید: (زَوْجَتی فاطِمَة طالقٌ); یعنی: زن من فاطمه رها است و اگر دیگری را وکیل کند آن وکیل باید بگوید: (زَوْجَةُ مُوکِّلِی فاطِمَةُ طالِقٌ).
- [امام خمینی] طلاق باید به صیغه عربی صحیح خوانده شود و دو مرد عادل آن را بشنوند و اگر خود شوهر بخواهد صیغه طلاق را بخواند و اسم زن او مثلا فاطمه باشد،باید بگوید: "زوجتی فاطمة طالق" زن من فاطمه رها است، و اگر دیگری را وکیل کند،آن وکیل باید بگوید: "زوجة موکلی فاطمة طالق".
- [آیت الله بروجردی] اگر شوهر بخواهد صیغهی طلاق را بخواند، چنانچه اسم زن مثلاً فاطمه باشد، میگوید:(زَوجَتی فاطِمَةَ خالَعْتُها علی ما بَذَلَتْ هی طالِقٌ). (یعنی زنم فاطمه را طلاق خلع دادم او رها است. )
- [امام خمینی] اگر شوهر بخواهد صیغه طلاق خلع را بخواند، چنانچه اسم زن مثلا فاطمه باشد می گوید: "زوجتی فاطمة خالعتها علی ما بذلت هی طالق" یعنی زنم فاطمه را طلاق خلع دادم او رها است.
- [آیت الله سبحانی] اگر شوهر بخواهد صیغه طلاق خلع را بخواند، چنانچه اسم زن مثلاً فاطمه باشد می گوید: زَوْجَتِی فاطِمَةُ خلعتها عَلی ما بَذَلَتْ هِیَ طالِق (یعنی زنم فاطمه را طلاق خلع دادم او رها است).
- [آیت الله اردبیلی] اگر شوهر بخواهد خود صیغه طلاق را بخواند، چنانچه اسم زن مثلاً فاطمه باشد، میگوید: (زَوْجَتِی فاطِمَةُ خالَعْتُها عَلی ما بَذَلَتْ، هِیَ طالِقٌ) یعنی: (زنم فاطمه را در مقابل آنچه بخشید طلاق خلع دادم، او رهاست).
- [آیت الله بهجت] اگر شوهر بخواهد صیغه طلاق خُلع را بخواند، چنانچه اسم زن مثلاً فاطمه باشد میگوید: (زَوْجَتِی فاطِمَةُ خالَعْتُها عَلی ما بَذَلَتْ هِی طالِق)؛ یعنی: (زنم فاطمه را طلاق خُلع دادم، او رهاست).
- [آیت الله بروجردی] طلاق باید به صیغهی عربی صحیح خوانده شود و دو مرد عادل آن را بشنوند و اگر خود شوهر بخواهد صیغهی طلاق را بخواند و اسم زن او مثلاً فاطمه باشد، باید بگوید:(زَوْجَتی فاطِمَةَ طالِقٌ)؛ یعنی:زن من فاطمه رهاست و اگر دیگری را وکیل کند، آن وکیل باید بگوید:(زَوْجَةَ مُوَکِّلِی فاطِمَةَ طالِقٌ).
- [آیت الله بهجت] اگر شوهر بخواهد صیغه مبارات را بخواند، چنانچه مثلاً اسم زن فاطمه باشد، باید بگوید: (بارَأتُ زَوْجَتِی فاطِمَةَ عَلی مَهرِها فَهِی طالِق)، یعنی: (مبارات کردم زنم فاطمه را در مقابل مهر او، پس او رهاست)، و اگر دیگری را وکیل کند، وکیل باید بگوید: (بارَأْتُ زَوْجَةَ مُوَکِّلی فاطِمَةَ عَلی مَهرِها فَهِی طالِق).