آیا دین دولتی قهراً به حکومت سکولار خواهد انجامید و این همان دموکراسی است؟
کسی که می گوید: (دین دولتی قهراً به حکومت سکولار منجر خواهد شد، یعنی به قوانین زاییده ی عقل بشری، و این همان حاکمیت مردم بر مردم است.)[1]، در پاسخ او می گوییم: اولاً، دین دولتی، دین واقعی نخواهد بود و ثانیاً، گذشته از درستی یا نادرستی عبارت مذکور، کسانی که با حقایق اسلام آشنا هستند، نه از دین دولتی دفاع می کنند و نه از دین ملّی! بلکه برای دین یک حقیقت مجزا و نزول از پیش خدا قایل هستند؛ زیرا دین ملی، به مراسمی نظیر چهارشنبه سوری و سیزده به در و امثال این ها خواهد انجامید. هم چنان که اگر دینی دولتی شد، به این معنا که به عنوان ابزاری در اختیار حکومت قرار گرفت و دولت و دولت مردان برای افزایش قدرت خود از دین هزینه نمودند، آن گاه توصیه های ماکیاولی را جامه ی عمل پوشیده اند که برای کسب، حفظ و تعمیق قدرت پادشاه، تمسک به هر وسیله، از جمله استفاده ی ابزاری از دین را مباح و مجاز می دانست! بنابراین، پسندیده آن است که ملت ها و دولت ها همه دینی شوند و اگر دینی هستند در حفظ و تعمیق آن بکوشند، نه این که دین، دولتی یا ملی شود. گذشته از همه ی این ها، این که برخی پنداشته اند که دین دولتی حتماً به سکولاریسم خواهد انجامید،[2] جای بسی شگفتی است؛ زیرا چنان چه واقعاً دین راستین در جامعه ای حاکم باشد، با مردم سالاری و دیگر قالب های مطلوب نیز ممکن است هم آوا شود. بنابراین لازمه ی دموکراسی شدن عرفی شدن نیست. و بالاتر آن که، دموکراسی راستین با بی دینی نمی سازد. به قول بعضی: دموکراسی راستین نیازمند معیارهای عالی اخلاقی است و از این رو در سنت های مذهبی که خدایشان رعایت این معیارها را واجب نمی شمرد، دموکراسی دست یافتنی نیست و این امر نشان دهنده ی اهمیت نقش نگرش های مذهبی در فراز و فرود دموکراسی است.[3] و چنان چه دین حاکم، دین حکومتی و ابزاری برای مقاصد حکومت نامشروعی گشته باشد، هر چند ممکن است وسیله ای برای استقرار دموکراسی مصطلح و اسمی باشد، معمولا به استبداد فردی و خودکامگی خواهد انجامید، نه مردم سالاری. پی نوشتها: [1]. اکبر گنجی، مجله ی کیان، فروردین 77. [2]. همان. [3]. عبدالکریم سروش، فربه تر از ایدئولوژی، ص 271. منبع: اسلام و دموکراسی، نصرالله سخاوتی، انتشارات مرکز مدیریت حوزه علمیه قم (1383)
عنوان سوال:

آیا دین دولتی قهراً به حکومت سکولار خواهد انجامید و این همان دموکراسی است؟


پاسخ:

کسی که می گوید: (دین دولتی قهراً به حکومت سکولار منجر خواهد شد، یعنی به قوانین زاییده ی عقل بشری، و این همان حاکمیت مردم بر مردم است.)[1]، در پاسخ او می گوییم: اولاً، دین دولتی، دین واقعی نخواهد بود و ثانیاً، گذشته از درستی یا نادرستی عبارت مذکور، کسانی که با حقایق اسلام آشنا هستند، نه از دین دولتی دفاع می کنند و نه از دین ملّی! بلکه برای دین یک حقیقت مجزا و نزول از پیش خدا قایل هستند؛ زیرا دین ملی، به مراسمی نظیر چهارشنبه سوری و سیزده به در و امثال این ها خواهد انجامید. هم چنان که اگر دینی دولتی شد، به این معنا که به عنوان ابزاری در اختیار حکومت قرار گرفت و دولت و دولت مردان برای افزایش قدرت خود از دین هزینه نمودند، آن گاه توصیه های ماکیاولی را جامه ی عمل پوشیده اند که برای کسب، حفظ و تعمیق قدرت پادشاه، تمسک به هر وسیله، از جمله استفاده ی ابزاری از دین را مباح و مجاز می دانست! بنابراین، پسندیده آن است که ملت ها و دولت ها همه دینی شوند و اگر دینی هستند در حفظ و تعمیق آن بکوشند، نه این که دین، دولتی یا ملی شود.
گذشته از همه ی این ها، این که برخی پنداشته اند که دین دولتی حتماً به سکولاریسم خواهد انجامید،[2] جای بسی شگفتی است؛ زیرا چنان چه واقعاً دین راستین در جامعه ای حاکم باشد، با مردم سالاری و دیگر قالب های مطلوب نیز ممکن است هم آوا شود.
بنابراین لازمه ی دموکراسی شدن عرفی شدن نیست. و بالاتر آن که، دموکراسی راستین با بی دینی نمی سازد. به قول بعضی:
دموکراسی راستین نیازمند معیارهای عالی اخلاقی است و از این رو در سنت های مذهبی که خدایشان رعایت این معیارها را واجب نمی شمرد، دموکراسی دست یافتنی نیست و این امر نشان دهنده ی اهمیت نقش نگرش های مذهبی در فراز و فرود دموکراسی است.[3]
و چنان چه دین حاکم، دین حکومتی و ابزاری برای مقاصد حکومت نامشروعی گشته باشد، هر چند ممکن است وسیله ای برای استقرار دموکراسی مصطلح و اسمی باشد، معمولا به استبداد فردی و خودکامگی خواهد انجامید، نه مردم سالاری.
پی نوشتها:
[1]. اکبر گنجی، مجله ی کیان، فروردین 77.
[2]. همان.
[3]. عبدالکریم سروش، فربه تر از ایدئولوژی، ص 271.
منبع: اسلام و دموکراسی، نصرالله سخاوتی، انتشارات مرکز مدیریت حوزه علمیه قم (1383)





1396@ - موتور جستجوی پرسش و پاسخ امین